بازگشایی دهلیزهای هوایی و چالش های فرا راه آن

پدیده ترانسپورت و حمل و نقل از دیر زمانی برای انتقال انسانها و کالاهای تجارتی استفاده گردیده و نقش مهمی در جهت انکشاف اقتصادی و رفاه اجتماعی داشته است. انواع مختلف حمل و نقل مانند زمینی که شامل خطوط ریل و جاده میگردد، حمل و نقل آبی و حمل و نقل هوایی بوده که هر کدام بنوبه خویش دارای مزایا و چالش ها میباشد.

چگونگی انتخاب و استفاده از انواع حمل و نقل تابع وضعیت جغرافیائی کشورها، مسافت راه، نوعیت کالاها و موجودیت زیرساخت ها میشود. بگونه مثال کشورهای محاط به خشکه، بخاطر دسترسی به ابحار و بازارهای جهانی، مجبور به استفاده از حمل و نقل هوایی از طریق ایجاد دهلیزهای هوایی اند. حمل نقل هوایی به حیث یکی از شیوه های نسبتاً جدید و سریع حمل و نقل به ویژه برای انتقال مسافرین و کالاهای تجارتی با ارزش بالاتر، از اهمیت زیادی برخوردار بوده و اما از نظر هزینه، حمل و نقل هوایی دارای هزینه نسبتاً بالاتر است.

محاط به خشکه بودن یک عدم مزیت اقتصادی بوده و از لحاظ تاریخی همواره برای توسعه یک کشور مضر و مانع دانسته شده است. محاط به خشکه بودن، یک ملت را از منابع مهم دریایی مانند ماهیگیری محروم ساخته و دسترسی مستقیم به تجارت دریایی را از بین میبرد. آقای Paul Collier در کتاب خود تحت عنوان The Bottom Billion گفتار زیبایی دارد، او میگویید: "اگر کشور ساحلی هستید، به جهان خدمت می کنید و اگر کشور محصور به خشکه هستید، به همسایگان خود خدمت می کنید". در کنار معایب زیادی که محاط به خشکه بودن دارد، یک مزیت نیز دارد و آن اینکه، محاط به خشکه بودن، میتواند موجب خود کفایی زراعتی کشورهای مذکور گردد، چون واردات درین کشورها به نسبت عبور از چند کشور، به قیمت بالاتر تمام میشود و قیمت بالاتر بگونه یک تعرقه طبیعی جهت کاهش واردات عمل میکند. کشورهای محاط به خشکه در طول تاریخ، جدا از اقدامات نظامی، با امضاء موافقت نامه با همسایه ها، واگذاری زمین در بدل دسترسی به راه آبی ویا هم با میانجیگری کشورهای بزرگ، توانسته اند خود را از محاط به خشکه بودن نجات دهند و اکنون در جهان به تعداد 44 کشور محاط به خشکه وجود دارد که یک تعداد آن با بستن پیمان های تجارتی تا حد زیادی معضله محاط به خشکه بودن را حل نموده اند.

افغانستان نیز یک کشور محاط به خشکه است و برای رسیدن به راه بحری و اتصال با کشورهای جنوب آسیا، باید از کشور پاکستان بگذرد. موجودیت تنش سیاسی میان افغاستان و پاکستان روی مسئله خط دیورند، همچنان موجودیت تنش دیرینه میان هند و پاکستان باعث عدم همکاری کشور پاکستان در قسمت نقش ترانزیتی آن کشور گردیده و همواره برای تقویت تجارت افغانستان مشکل ساز بوده است. تا جاییکه حکومت پیشین مجبور به پیشکش و روی دست گیری طرح دهلیز هوایی به مثابه یک راه بدیل گردید.  

طرح دهلیز هوایی افغانستان برای نخستین بار در سال 2016 در ششمین اجلاس قلب آسیا در هند مطرح گردید و در اوایل سال 2017 نخستین دهلیز هوایی میان افغانستان و هند افتتاح شد. سپس دهلیزهای هوایی میان افغانستان و کشورهای قزاقستان، چین، ترکیه، عربستان سعودی، روسیه و اتحادیه اروپا افتتاح گردید. ازینکه هزینه دهلیزهای هوایی طور طبیعی بالاتر بوده و برای تاجران اقتصادی نبود، اداره انکشاف بین المللی ایالات متحده امریکا و دولت افغانستان حدود هشتاد در صد هزینه را بگونه سبسیدی به عهده گرفتند. مسؤلین حکومت گذشته افتتاح دهلیزهای هوایی را ابتکار و دست آورد بزرگ قلمداد نموده و افزایش 30 در صدی صادرات را ادعا میکردند و اما تعداد زیادی از تاجران از شیوه کاری دهلیزهای هوایی شاکی بوده و از نواقص ذیل یاد میکردند:

منظم نبودن پروازها که باعث انبار و در نتیجه فاسد شدن محصولات زراعتی میگردد.

نبود سردخانه ها در ولایت بخاطر نگهداری محصولات زراعتی تا رسیدن نوبت برای صادرات.

نبود رابطه مستقیم تاجران افغان با تاجران سایر کشورها و فروش کالاها از طریق کمیشن کاران.

نبود پروازهای ویژه کارگو و صدور کالاها از طریق پروازهای مسافربری که قادر به انتقال مقدار کم (15 تن) کالای تجارتی میباشد.

نبود اسکنر بزرگ در دروازه های ورودی میدان های هوایی بخاطر چک و بررسی کالاها.

نبود لابراتوار معیاری در میدان های هوایی.

نبود راه جداگانه برای وسایط حامل محصولات تجارتی الی داخل میدان هوایی.

بر اساس گزارش چند روز قبل در رسانه ها، مسؤلین اتاق تجارت و سرمایه گذاری افغانستان از آغاز مجدد دهلیزهای هوایی در هفته های آینده خبر داده اند. این در حالیست که مشکلات ذکر شده تا حالا کماکان باقیست و از طرف دیگر در صورت عدم پرداخت سبسیدی ویا کاهش هزینه، بسیاری از صادرکنندگان قادر به پرداخت هزینه گزاف آن نخواهند بود.

با توجه با کمبودات ذکر شده و هزینه بالای ترانسپورت هوایی، این سیستم از اصل اقتصادیت بوخوردار نبوده و یک راه حل کوتاه مدت میتواند قلمداد شود، بناءً بهتر است تا روی گزینه های دیگر کار صورت بگیرد. بگونه مثال، ادامه امتداد خطوط آهن از کشورهای ازبیکستان، ترکمنستان و ایران، استفاده از راه لاجورد، تقویت مسیر بندر چاه بهار، هموارکاری و اسفالت مسیر واخان جهت اتصال با کشور چین و مهمتر از همه، حل بن بست و توافق با کشور پاکستان بخاطر ایفای نقش مناسب ترانزیتی جهت انتقال محصولات تجارتی میان افغانستان و هند و طرح حق دسترسی کشورهای محاط به خشکه مانند افغانستان به آب های بین المللی بر اساس نورم های رایج و پذیرفته شده جهانی، میتواند راه کارهای معقولتر باشند، چون بیشتر اقلام صادراتی افغانستان محصولات زراعتی تازه و خشک بوده که دارای وزن زیاد اند و در صورت عدم درسترسی به راه آبی، راه آهن ارزانترین و راه موتر مناسبترین مسیرهاست.

البته تحقق موارد پیشنهاد شده بدون شک وابسته به چگونگی تعامل گروه حاکم در افغانستان با کشورهای همسایه و جامعه جهانی و همچنان مربوط به شکل و نوعیت نظام آینده میشود.

بااحترام

محمد احسان صادق

نوت: این مقاله ام در روزنامه هشت صبح به چاپ رسیده است. 

در پی سقوط حکومت محمد اشرف غنی بدست گروه طالبان

باید اعتراف کرد: 
    دولت جمهوری اسلامی افغانستان، به عوض بسیج مردم و تقویت روحیه ملی، بخش اعظم انرژی و امکانات خود را خرج تضعیف مخالفین سیاسی اش کرد. بجای ملت به قوای خارجی اتکاء نمود و حلقه جمهوریت را به چند شخص کم تجربه محدود ساخت. اکثر کارمندان دولت نیز در تمام سطوح غرق در فساد شدند. 
    رهبران مجاهدین، به عوض سنجش تدبیر برای چنین روزی، مشغول زر اندوزی شدند و بخاطر کسب امتیاز و مقام همواره با دولت درگیر بودند و از احساسات پاک پیروان شان استفاده ابزاری نمودند. 
    ملت افغانستان، به عوض تبدیل شدن به یک کتله کلان و تقویت منافع ملی به اقوام تقسیم شدند و هر قوم در صدد تفوق جوئی قوم خود و تحقیر سایرین مبادرت ورزید. 
در نتیجه: همه یکسان باختیم. 
    خارجی ها، بخاطر منافع خود آمده بودند و بخاطر منافع خود رفتند. 
    گروه طالبان، از ضعف های ذکر شده استفاده اعظمی نموده و تا اینجا رسیدند. و اگر این گروه نیز به فرمایش کشورهای منطقه مانند حکومت قبلی شان در صدد ایجاد یک دولت مستبد و از آن طریق تحقیر و سرکوب خواسته های ملت باشند، روزی محکوم به شکست خواهند بود. تاریخ هم شاهد و هم قاضی است.

تسلط بالای یک کشور و سقوط یک دولت ممکن از طریق جنگ و غلبه نظامی ممکن باشد، اما تشکیل یک نظام جدید، نیازمند تدبیر اقتصادی مبتنی بر عصر است تا چرخه فعالیت های روزمره اجتماعی و اقتصادی به چرخش بی افتد. نظر به سالنامه ۲۰۲۰ اداره مرکزی احصائیه، تعداد مجموعی کارمندان دولتی افغانستان در مرز ۴۱۴۹۰۲ نفر میرسد که بخاطر تامین احتیاجات یومیه خود نیاز به معاش دارند که بعد از حاکمیت طالبان مدت سه ماه میشود پرداخت نگردیده است. طی چند سال گذشته، ملت مستضعف افغانستان وضعیت نسبتاً بهتر اقتصادی را به قیمت نا امنی تجربه کردند و قسمیکه بنظر میرسد، بعد ازین امنیت نسبی را به قیمت گرسنه گی تحمل خواهند کرد.

با حرمت

محمد احسان صادق

سیر تحول بانکنوت ها در افغانستان

افغانستان از نادر کشورهای است که با تغییر دولت و رژیم، پول آن نیز تغییر میکند. آیا با زمزمه های صلح و احتمال ایجاد دولت جدید (اسلامی، ائتلافی، انتقالی) تغییراتی در بانکنوت ها نیز رونما خواهد شد؟

اساساً پول کاغذی (بانکنوت ویا اسکناس) برای نخستین بار در افغانستان درسال 1298 خورشیدی توسط شاه امان الله خان به چاپ رسید. در دورۀ حبیب الله کلکانی، بانکنوت تازه چاپ نشد، ولی بانکنوت های دوره شاه امان الله خان با مُهر "خادم دين رسول الله" در جریان مبادله قرار گرفت. در دورۀ پادشاهی نادرخان گردش بانکنوت ها متوقف شد و مسکوکات مانند طلا و نقره وارد داد و ستد گردید. در زمان حاکمیت محمد ظاهرشاه بانکنوت های تازه به اضافه تصویر شاه، تغییر زبان و عنوان آن از دولت علیه به دولت شاهی افغانستان چاپ گردید. در جریان حکومت داود خان پول جدید با تغییر تصویر و نشان شاهی به جمهوری چاپ گردید. در زمان حاکمیت حکومت های وابسته به حزب دموکراتیک خلق افغانستان پول های جدید با حذف تصویر حاکم و با اضافه نمودن نشان خلق چاپ گردید و بعدها در زمان حاکمیت پرچمی ها، نشان رسمی دافغانستان بانک جايگزين نشان های حکومتی گردید. در دورۀ مجاهدین دو نوع پول با ارزش های مختلف به اصطلاح آن زمان، پول دولتی و پول جنبشی چاپ گردید.  در دوره حاکمیت گروۀ طالبان، بانکنوت تازه چاپ نشد و بانکنوت ها و مسکوکات دو دور گذشته قابل پذیرش و در دوران قرار داشت. بلاخره در زمان حاکمیت حامد کرزی پول های جدید با کاهش سه صفر چاپ و با پول های سابق تعویض گردید و تا اکنون در بازارهای کشور مورد داد و ستد قرار میگیرد.

قسمیکه دیده میشود، از همان آغاز چاپ پول، با رویکار آمدن حاکمیت جدید، پول جدید یا با تغییر عنوان (شاهی، جمهوری، خلقی) ویا هم با تغییر تصویر (شاه ویا رئیس جمهور) چاپ میگردیده است. در پول های فعلی در یک حدودی تلاش گردیده تا زمینه تغییر پول با تغییر دولت از بین برده شود مانند: تصویر حاکم ویا شخصیتی استفاده نشده است  و عباراتی که نشانه يک دوره يا يک حکومت خاص باشد، به کار نرفته است. اما با آنهم با توجه به گذشته، بعید نیست که دولت احتمالی آینده فرمایش چاپ پول جدید را صادر کند، مگر اینکه در گفتگوها روی برخی مسائل اقتصادی کشور نیز صحبت و فیصله بعمل آید. این در حالیست که ثبات حقیقی پول را میزان ذخایر اسعاری، تجارت خارجی و حجم تولید یک کشور تعیین میکند نه تغییر تصویر و عنوان آن.

برای معلومات بیشتر درین خصوص میتوان به وبسایت بانک مرکزی ویا مقاله "پول ها و دولت ها" چاپ شده در بی بی سی فارسی سال 2007 مراجعه کرد.

باحرمت

احسان صادق

مروری بر فعالیت های اقتصادی در تاریخ معاصر افغانستان (از سال 1868 الی 2021)

کشور افغانستان جزء جغرافیای بزرگی است که تأریخ خیلی کهن داشته و تمدن های پرشکوهی را در بطن خود پرورانیده است. ازین مرزبوم امپراتوری ها زیادی عبور نموده و زمانی نیز گذرگاه جاده معروف ابریشم بوده است. نظر به یافته های باستان شناسی و منابع تأریخی، درین جغرافیا چه در عصر باستان ویا عصر شگوفایی اسلام ویا هم در عصر معاصر، فعالیت های اقتصادی از قبیل زراعت، مالداری، تجارت و صنعت در ادوار مختلف و به اشکال گوناگون وجود داشته است. اینک ارائه معلومات پیرامون تمام عصرها زمانگیر بوده بناءً درین مقاله تلاش میگردد تا نگاهی گذرای بر فعالیت های عمده اقتصادی در تاریخ معاصر افغانستان صورت گیرد. این نگرش را باید از نیمه دوم قرن 19 یعنی از زمان حاکمیت امیرشیرعلی خان، آغاز کرد، چون قبل از آن، بنابر بی ثباتی ها، فعالیت در خور تذکر از نظر اقتصادی صورت نگرفته است.

امیرشیرعلی خان را در تاریخ معاصر افغانستان، معرف تمدن جدید به کمک سید جمال الدین افغان میدانند. امیرشیرعلی خان بعد از سفر به هند بریتانیوی خیال یک افغانستان مدرن را به سر میپروراند، ازینرو او تهداب صنایع مدرن را در افغانستان پایه گذاری نموده که بارزترین مثال آن تأسیس فابریکۀ حربی ویا ماشین خانه در علم گنج کابل میباشد. در فابریکه حربی عمدتاً اسلحه از قبیل توپ، تفنگ و باروت تولید میشده است، ولی ضمناً در آنجا سکه ضرب میشده، مطبعه لیتوگرافی وجود داشته و کالاهای دیگر مانند صابون، شمع و چرم نیز تولید و به بازار کابل عرضه میگردیده است. نظر به منابع تاریخی، با گسترش فعالیت های ماشین خانه، بیشتر از صد نوع جنس مختلف النوع تولید گردیده و حدود سه هزار تن کارگر و تکنیشن در آنجا مشغول کار بوده است. تأسیس فابریکۀ حربی با توجه با امکانات همان عصر، یک دست آورد بزرگ و یک آغاز خیلی خوب از نظر اقتصادی تلقی میگردد. برعلاوه در آن زمان تولیدات زراعتی افزایش پیدا کرده و سرمایه گذاری دولتی آغاز میشود.

بعد از شیرعلی خان، امیر عبدالرحمن خان بقدرت میرسد و موصوف بخاطر تحکیم دولت مرکزی مبادرت بر سرکوب اقوام مینمایید. درین دوره فعالیت های فابریکه حربی گسترش میابد، صادرات قره قل و میوه جات خشک از قبیل پسته و بادام آغاز میشود و صنایع دستی رشد میکند. امضاء قرارداد خط دیورند توسط امیر عبدالرحمن باعث میشود تا قسمت های از خاک افغانستان از دست رفته و افغانستان مبدل به یک کشور محاط به خشکه گردد. 

بترتیب، در جریان حاکمیت حبیب الله خان که از او بحیث شاه ترقی خواه یاد آوری میگردد، ضمن توجه به معارف، ساختمان های ادارات دولتی ساخته میشود، برای نخستین بار موتر و تیلفون وارد کشور میگردد، نخستین بند برق آبی در جبل السراج بکمک انگلیس ها نقشه برداری شده و کارخانۀ چرمگری و پشمینه بافی به حمایت انگلیس ها تأسیس میشود که در آنجا تمام نیازمندی های اردوی آنزمان از قبیل بالاپوش، دریشی عسکری، موزه، سلیپر تولید و به بازار عرضه میشود، همچنان درین دوره پدیدۀ ننگین غلامی مردود اعلان میشود.

سپس، امان الله خان که شاه اصلاح طلبی بود، در کنار اصلاحات اداری، فرهنگی و سیاسی مبادرت به انجام یک سلسله امور اقتصادی نیز مینمایید از قبیل: تسوید قانون تشویق صنایع، چاپ بانکنوت برای نخستین بار، تمدید حدود 7 کیلومتر خط آهن در کابل، تأسیس فابریکات ذوب آهن، روغن کشی، قند سازی، تولید عطریات و غیره. ضمناً تعرفه های گمرکی ترویج میابد و پرداخت مالیات بگونه نقدی رواج میابد، سرمایه گذاری مشترک دولتی و خصوصی صورت میگیرد، تمدید لین تلگراف و تلفن بین مرکز و ولایات کشور آغاز میگردد. جزیه بر غیرمسلمانان لغو گردیده و برای نخستین بار مخارج دولت از عواید داخلی تأمین میشود، بندهای برق در پغمان، جلال‌آباد و قندهار زیر کار گرفته میشود، مالکیت خصوصی تحکیم میابد و شرکت های تجارتی تنویرات، ادویه، رفقای افغان، اتحاد افغان، قمر و ضیا جرمنی تأسیس میشود. ولی متأسفانه از اثر مداخلات بیرونی و شورش های داخلی این جریان مختل میشود و انقطاع بوجود آمده موجب متلاشی شدن زنجیره فعالیت های اقتصادی که در جریان حدود 60 سال بوجود آمده بود، میگردد.

حبیب الله کلکانی که در برابر اصلاحات امان الله خان، شورش کرده بود، مدت 9 ماه زمامدار امور میشود، از نظر زمانی مدت کوتاه در اقتدار باقی میماند و فرصت برای اجرای فعالیت های اقتصادی دست نمیدهد.

نادرشاه، بعد از حبیب الله کلکانی به قدرت میرسد. در آن زمان، فعالیت های صنعتی دوباره از سر گرفته میشود، بعضی از شرکت های متعلق به دولت خصوصی میشود، بانک ملی افغان به مثابه نخستین بانک به ابتکار عبدالمجید ذابلی تأسیس گردیده و در پی آن شرکت های سهامی بوجود میاید و پوهنتون کابل تهداب گذاری میشود.

به ادامه، در جریان حاکمیت محمد ظاهر شاه فعالیت و پیشرفت های زیادی از نظر اقتصادی در چهارچوب برنامه های انکشافی درازت مدت صورت میگیرد، بگونه مثال: به حمایت تخنیکی روس ها و یک تعداد کشورهای غربی، بیشتر از 5000 تصدی خورد و بزرگ در نقاط مختلف افغانستان تأسیس میگردد که بسیاری آنها هنوزهم در شهرهای مختلف افغانستان مثل سیلوها، نساجی ها، پشمینه بافی، بوت سازی، بایسکل سازی، صابون سازی، پلاستیک سازی، خانه سازی، تولید سمنت، کود و برق، سپین زر، کاماز، افسوتر و غیره، به نظر میرسد. در آن زمان، شاهراه ها ساخته میشود، تونل ها حفر میگردد، بندهای آبگردان تأسیس میشود، استخراج معادن برای نخستین بار آغاز گردیده، سیستم مخابرات و پوست ارتقاء میابد، میدان های هوایی احداث میگردد، با ایجاد اداره هلمند و دره ارغنداب افغانستان از نظر زراعتی تقریباً خودکفاء میشود و به یک کشور محبوب توریستی مبدل میگردد.

سپس، کودتای سال 1352 خورشیدی رخ میدهد و محمد داود خان به عنوان اولین رئیس جمهور کشور بر اریکۀ قدرت تکیه میزند. هر چند توجه بیشتر وی در بخش نظامی بوده با آنهم در آن زمان، برخی پروژه های عام المنفعه راه اندازی گردیده، پلان های انکشافی طرح و تلویزیون افغانستان تأسیس میشود. سروی خط آهن در بعضی نقاط کشور و استخراج مس عینک روی دست گرفته میشود.

بعداً، در سال 1357 خورشیدی کودتای 7 ثور رخ میدهد و قدرت بدست حزب دموکراتیک خلق افغانستان می افتد. حاکمان این دوره که شامل نورمحمد تره کی، حفیظ الله امین، ببرک کارمل و داکتر نجیب الله میشود عمدتاً تلاش برای تحقق نظام سوسیالیستی مینمایند، اما اصلاحات روی دست گرفته شده به مقاومت یک تعداد مردم مواجه گردیده و سبب ظهور گروه مجاهدین میگردد. کشمکش های سیاسی مانع تطبیق پروگرام های زیربنایی اقتصادی میگردد، با آنهم در آن زمان بخصوص در جریان حضور نظامی روس ها، سکتور خانه سازی رشد میکند، امتیاز کارگران افزایش میابد، توزیع کوپون برای مامورین دولت ترویج میابد، کوپراتیف های زراعتی رشد میکند، اصلاحات ارضی روی دست گرفته میشود، برای اولین بار سرشماری نفوس صورت میگیرد و بخاطر گسترش روابط با کشورهای مشترک المنافع پل دوستی میان افغانستان و ازبیکستان اعمار و گشایش میابد. 

بدین ترتیب، بتاریخ 8 ثور 1371 گروه مجاهدین قدرت را بدست میگیرند، ابتداء صبغت الله مجددی و سپس برهان الدین ربانی بعنوان زمامدار امور بر تخت می نشینند، اما اختلاف میان گروهی بین جناح های مختلف مجاهدین موجب جنگ های داخلی گردیده و تمام زیربناهای اقتصادی که در جریان حدود 60 سال به میان آمده بود، بار دیگر تا حد زیادی از بین میرود و زمینه برای ظهور گروه طالبان مساعد میگردد. حاکمیت تنظیم ها بالای منابع عایداتی و تورم حاد از اثر چاپ بانکنوت های بدون پشتوانه را میتوان از ممیزات بارز آن دوره از نظر اقتصادی محسوب کرد.

در جریان حاکمیت گروه طالبان به رهبری ملا محمد عمر، کشور شاهد هیچ نوع پیشرفت نبوده و اقتصاد در حالت افول و رکود کامل قرار میگیرد. تعاملات اقتصادی با جهان قطع گردیده و درین مدت فقر و بیکاری به میزان بالایی افزایش میابد.

آغاز از سال 1380، افغانستان وارد یک مرحله جدید میگردد، حضور نظامی ایالات متحده امریکا و متحدان اش باعث ورود میلیاردها دالر کمک های خارجی در کشور میگردد. بین سال های 2001 الی 2021 مدت بیست سال بکمک مالی جامعه جهانی پیشرفت های زیادی از نظر اقتصادی صورت میگیرد، مانند: رشد سکتور خصوصی و افزایش بی پیشینه سرمایه گذاری داخلی و خارجی در چارچوب اقتصاد بازار. اصلاحات پولی، رشد سکتور ساختمان، رشد سکتور خدمات از قبیل مخابرات، بانکداری، نهادهای تحصیلی و آموزشی خصوصی، رسانه های خصوصی، خطوط هوایی، شرکت های ترانسپورتی و تدارکاتی، همچنان تأسیس شهرک های صنعتی در شهرهای بزرگ و ... موجب رشد سریع اقتصادی و زمنیه ساز اشتغال میگردد. اما، اختصاص بخش اعظم پول های کمک شده در پروژه های روبنایی جهت افزایش عاید و تقاضا در کوتاه، موجودیت فساد اداری و مالی در دستگاه دولت، کمبود ظرفیت نیروی انسانی و عدم موجودیت برنامه مشخص انکشافی و دورنمای روشن از آینده، باعث میگردد تا از کمک های مذکور استفاده مؤثر صورت نگیرد. در جریان حاکمیت حامد کرزی فساد مالی و اداری ترویج یافته و در جریان حاکمیت محمد اشرف غنی نیز ادامه میابد، اما یک سلسله پروژه های زیربنایی از قبیل اعمار بندهای آبگردان، امتداد خطوط آهن، بازسازی اماکن تاریخی و افتتاح دهلیزهای هوایی به ابتکار محمد اشرف غنی روی دست گرفته میشود. بلاخره بعد از بیست سال حضور نظامی و حمایت مالی، جامعه جهانی در رأس ایالات متحده امریکا، افغانستان را بدون دونمای روشن و برنامه مشخص ترک مینمایند. همزمان با ترک خارجیان، گروه طالبان با تصرف پی هم شهرها، وارد کابل میشوند، محمد اشرف غنی رئیس جهور کشور فرار مینمائید، حکومت وی سقوط نموده و اردوی ملی فرو می پاشد.

در نتیجه، گروه طالبان برای بار دوم، اینبار به رهبری ملا هبت الله به قدرت رسیدند. ازینکه انتقال قدرت سیاسی به گونه مسالمت آمیز صورت نگرفت، این امر موجب اضطراب، ترس و وحشت میان مردم گردیده و پیامدهای ناگواری را برجا گذاشت. از جمله: تعداد زیادی افراد نخبه، ورزشکاران، ژورنالیستان، فعالین جامعه مدنی، سرمایه گذاران، دانشمندان کشور را ترک کردند، نظام مالی کشور به شدت صدمه دید، رجوع گستردۀ مشتریان به بانک های خصوصی موجب کمبود نقدینگی در بانک ها گردید، ارزش پولی افغانی در برابر اسعار خارجی بخصوص دالر سقوط کرد، ذخایر ارزی بانک مرکزی توسط ایالات متحده امریکا مسدود شد، نظام اداری و دولت داری از هم پاشید، عدم پرداخت معاشات مامورین و کارمندان دولت باعث گسترش فقر در جامعه گردید، کمبود واردات موجب افزایش سطح قیم مواد ارتزاقی در بازار شد. خلاصه اینکه یک بار دیگر دست آوردهای نسبی بیست سال اخیر که بوسیله کمک های خارجی بوجود آمده بود، مختل و متوقف گردید. اکنون گروه طالبان دوچار بحران مشروعیت سیاسی بوده و مردم افغانستان مواجه به بحران شدید اقتصادی میباشد. اینکه آیا این گروه میتوانند با غلبه بالای چالش های ذکر شده، فعالیت های اقتصادی و عمرانی را مجدداً آغاز نمایند، باید منتظر زمان بود. 

بااحترام

پوهنمل محمد احسان صادق

پیامد‌های اقتصادی خروج نیروهای نظامی ایالات متحده امریکا و ناتو از افغانستان

حمله ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ در خاک ایالات متحده امریکا توسط گروه القاعده، حضور نظامی ایالات متحده و متحدانش در افغانستان را کلید زد. در کنار مبارزه با القاعده و تروریسم، روند بازسازی افغانستان نیز آغاز شد. سرازیر شدن کمک‌های خارجی بعد از سال ۲۰۰۱ و برقراری ثبات سیاسی، موجب تسریع رشد اقتصادی، افزایش بی‌پیشینه سرمایه‌گذاری خصوصی و احیای بخش‌هایی از جامعه که در جریان جنگ‌های داخلی ویران شده بود، گردید. ولی مصرف قسمت کلان پول‌های کمک شده در پروژه‌های روبنایی جهت افزایش درآمد و تقاضا در کوتاه‌مدت، وجود فساد در دستگاه دولت و نبود دورنمای روشن از آینده اقتصاد کشور، باعث شد که از پول‌های کمک شده به گونه مؤثر استفاده نشود. در نتیجه، بعد از بیست سال حمایت مالی و حضور نظامی جامعه جهانی و در رأس ایالات متحده امریکا، هنوز هم افغانستان دارای یک اقتصاد مصرفی، وارداتی و وابسته به کمک‌های خارجی است. نظر به آخرین ارقام اداره مرکزی احصاییه کشور، وضعیت عمومی اقتصاد افغانستان چنین است: رشد اقتصادی رو به افول، نرخ فقر ۴۷ درصد، نرخ بیکاری ۶۰ درصد، نرخ سواد ۴۲ درصد، تولید ناخالص ملی ۱۹ میلیارد دالر، درآمد سرانه ۵۶۰ دالر، کسر بیلانس تجارت ۵٫۷۶ میلیارد دالر و کسر بودجه دولت ۳٫۱ میلیارد دالر است که توسط کمک‌های خارجی تمویل می‌شود.

 با توجه به موارد فوق و وضعیت شکننده فعلی، خروج نیروهای نظامی ایالات متحده امریکا تا تاریخ ۱۱ سپتامبر سال جاری که توسط جو بایدن و به تعقیب آن توسط ناتو اعلان شد، بدون شک تأثیرات منفی‌ای بالای اقتصاد کشور برجا می‌گذارد. پس لازم است تا آسیب‌های احتمالی شناسایی و جهت کاهش پیامدهای آن، سیاست‌های درست اقتصادی اتخاذ شود. هرچند رییس جمهور ایالات متحده امریکا در صحبت خود از تداوم کمک‌های کشورش به افغانستان یاد‌آور شد و وزیر خارجه این کشور کمک جدید ۳۰۰ میلیون دالری واشنگتن را اعلان کرد، اما با وجود آن از نظر اقتصادی عواقب منفی خروج نظامی‌های خارجی را بالای سکتور مصرفی و سرمایه‌گذاری افغانستان نمی‌توان نادیده گرفت.

با فرض این‌که بعد از خروج نیروهای خارجی، دولت فعلی و اردوی ملی قادر به حفظ ثبات سیاسی و امنیت نسبی می‌شوند، پیامدهای اقتصادی خروج نیروهای مذکور را از افعانستان می‌توان طور جداگانه در کوتاه‌مدت و دراز‌مدت تحلیل کرده و در اخیر پیشنهاداتی را نیز ارایه کرد.

در کوتاه‌مدت، خروج نیروهای نظامی خارجی که در موجودیت آن‌ها طی بیست سال گذشته ثبات نسبی حاکم بود، یک نوع فشار روانی را بالای افراد جامعه ایجاد کرده و موجب تشدید بی‌اطمینانی نسبت به آینده می‌شود؛ این فشار روانی از لحظه اعلان رسمی خروج آغاز شده است. طبق معمول در حالت‌های مشابه براساس مشاهدات مکرر در جوامع مختلف، مستهلکان مخارج خویش را معطل می‌کنند و ترجیح می‌دهند قسمت بزرگ‌تر درآمد خود را پس‌انداز کنند. پس‌انداز، در تیوری‌های اقتصادی جزء اقلام تراوشی بوده و باعث خروج پول از گردش می‌شود. نه تنها این، بلکه مخارج مصرفی نزدیک به ده هزار نیروی نظامی، کارمندان، کارگران و قراردادی‌های آنان در یک اقتصاد کوچک مانند افغانستان، تأثیر‌گذار خواهد بود. از طرف دیگر انتظارات منفی از آینده، بالای مخارج سرمایه‌گذارهای داخلی و خارجی نیز تأثیر دارد، طوری که در چنین حالت‌ها سرمایه‌گذارها بیش‌تر نگران مصونیت سرمایه خویش بوده و حتا علاقه‌مند خارج ساختن آن از کشور می‌باشند. به این ترتیب اقتصاد با یک کاهش تقاضای عمومی در بازار مواجه خواهد شد؛ چون بر‌اساس پرنسیب‌های قبول شده علم اقتصاد در دنیای امروز، تولید یا درآمد ملی در یک کشور از اقلامی چون مخارج مصرفی خانوارها، مخارج سرمایه‌گذاری خصوصی، مخارج دولت و خالص صادرات به دست می‌آید. پس در کوتاه‌مدت، اقتصاد ما دچار کاهش مخارج مصرفی خانوارها و مخارج سرمایه‌گذاری خصوصی خواهد شد.

 کاهش مخارج عمومی در هر اقتصادی زیان‌بار است؛ چون در دنیای اقتصاد، این تقاضا است که باعث ایجاد عرضه می‌شود و در صورت کاهش تقاضا، سطح عرضه نیز کاهش می‌یابد. کاهش سطح عرضه، عواقب ناگواری چون کاهش تولید، افزایش بیکاری و فقر را در پی خواهد داشت. البته کاهش مخارج عمومی به دلیل فشار روانی و عدم اطمینان نسبت به آینده به وجود می‌آید که آن را در اصطلاح اقتصادی شوک عرضه نیز می‌گویند. مدت این نوع شوک شش ماه الی دو سال است.

بعد از یک زمان معین، زمانی که مستهلک و سرمایه‌گذار متوجه می‌شود که با وجود خروج نیروهای نظامی، ثبات نسبی حاکم است، اقتصاد دو‌باره به حالت اولی برمی‌گردد.

آن‌چه اما بیش‌تر نگران‌کننده است، تأثیرات این خروج در درازمدت است؛ چون جای شک نیست که کمک‌های ایالات متحده امریکا برای همیشه نخواهد بود و بعد از خروج، در درازمدت احتمال کاهش چشم‌گیر و حتا قطع کامل کمک‌های مالی وجود دارد. پس در صورت تداوم وابسته‌گی اقتصادی، قطع کمک‌های خارجی به مفهوم متلاشی شدن دولت و نظام خواهد بود. از این رو، هم در کوتاه‌مدت و هم در درازمدت باید در صدد چاره‌ای بود.

در کوتاه‌مدت با استفاده از ابزارها و سیاست‌های دولت می‌توان اثرات منفی این وضعیت را تا حدودی کاهش داد:

  1. تطبیق سیاست مالی انبساطی، یعنی جهت جبران کاهش مخارج مستهلک و سرمایه‌گذار، دولت باید مخارج مصرفی خویش را افزایش دهد؛ حتا اگر به قیمت ازدیاد کسری بودجه نیز تمام شود.
  2. در عرصه سیاست پولی لازم است که بانک مرکزی به کاهش نرخ تکتانه بانکی مثلاً برای یک سال مبادرت ورزد تا از این طریق برای سرمایه‌گذارها فرصت استثنایی تشبث فراهم شود.
  3. دولت و رسانه‌های ملی جهت افزایش روحیه، اعتماد‌سازی و کاهش فشارهای روانی مستهلکان و متشبثان تلاش کنند.

در درازمدت هیچ راهی جز اتکا بر اقتصاد داخلی و ظرفیت‌های بومی نداریم. این امر از طرق زیر امکان‌پذیر است:

  1. ایجاد یک سیستم مالی آنلاین به شدت تحت کنترل در گمرکات کشور، باعث می‌شود که جلو میلیاردها دالر فساد و سوء‌استفاده گرفته شود و این پول به خزانه دولت واریز شود. پول مذکور بخش اعظم کسری بودجه دولت را که فعلاً از کمک‌های خارجی تمویل می‌شود، جبران می‌کند.
  2. استخراج معادن کشور از طریق سرمایه‌گذاری مشترک (دولتی و خصوصی) موجب افزایش درآمد دولت و ایجاد ایجاد زمینه‌های اشتغال برای نیروی کار می‌گردد.
  3. فعال‌سازی تصدی‌های تولیدی مانند سیلو، نساجی، سمنت، سپین زر، خانه‌سازی، جنگلک و‌… جهت افزایش درآمد دولت و ایجاد زمینه اشتغال.
  4. تکمیل و تداوم اعمار پروژه‌های زیربنایی مانند بندهای آب‌گردان که موجب تولید برق و آبیاری زمین‌های زراعتی می‌شود.
  5. تشویق صادرات و حمایت از تولیدکننده‌گان و صادرکننده‌گان، باعث ورود اسعار به داخل کشور شده و کسری بیلانس تجارت را جبران می‌کند.
  6. اعتماد‌سازی میان کشورهای منطقه جهت ایفای نقش ترانزیتی میان آسیای جنوبی و آسیا‌ی مرکزی.

بااحترام 

پوهنمل محمد احسان صادق

نوت: این مقاله ام در روزنامه هشت صبح به چاپ رسیده است. 

بیت کوین (bitcoin) چیست؟

بیت کوین یک نوع پول دیجیتالی بدون واسطه و پشتوانه است که در سال 2008 توسط شخص ویا اشخاص نامعلوم اختراع و آغاز از سال 2009 استفاده آن توسط نام مستعار ساتوشی ناکاموتو در جهان رایج گردید. در پول های سنتی (اسکناس، مسکوک و حتی پول الکترونیکی) این بانک است که بگونه واسطه، تضمین کننده و تسهیل کننده معاملات نقش مرکزی ایفاء میکند، اما در ارزهای رمزدار مانند بیت کوین این شبکه های از انسان است که با بکارگیری کمپیوتر، سابقه حساب ها را چک و ثبت میکنند و درینجا بانک، مرکز ماجراء نیست از همین خاطر بیت کوین را شبکه نامتمرکز پرداخت مینامند. بیت کوین یکی از وظایف پول را که وسیله پرداخت است بخوبی ایفاء میکند با تفاوت اینکه درین شبکه معاملات بدون واسطه و میان کاربران (user) انجام میشود. اساساً بیت کوین یکنوع پول رمزی ویا Cryptocurrency است که انواع دیگر اینوع پول مجازی شبیه اتریوم، ریپل، لایت کوین، دش و ... نیز وجود دارد. در ده سال اخیر ارزش بیت کوین سیر صعودی داشته، از صفر آغاز و اکنون تا مرز یک بیت کوین = 54460 دالر رسیده است. پروسه استخراج بیت کوین را (mining)، کسی را که آنرا استخراج میکند (miner) و لیجریکه در آن معاملات ریکارد میگردد (block chain) مینامند. در عدم حضور بانک، جهت حصول اطمینان، به الگوریتمی نیاز داریم تا معاملات را چک کند و کسانیکه در شبکه هستند نیز آنرا تأیید کنند و کسی که این الگوریتم را پیدا و حل میکند برایش جایزه داده میشود که همان بیت کوین است. قبلن تعداد استفاده کننده کم بود و توسط کمپیوتر عادی نیز میشد بیت کوین استخراج کرد و اما با افزایش تقاضا و تراکم در شبکه ماینرها بخاطر استخراج بیت کوین نیاز به کمپیوترهای پیش رفته است. بیت کوین را میتوان از پلات فورم ها ویا صرافی های آنلاین ارز دیجیتالی خرید و فروش کرد، اما باید از منبع آن اطمینان حاصل کنیم. پول های مجازی خریداری شده در کیف پول ویا Trust Wallet نگهداری میشود، اما از عدم سرقت آن باید مطمئن شوییم.

با توجه به افزایش ارزش بیت کوین در ده سال اخیر، میتوان به آن مانند بازار سهام به عنوان یک فرصت سرمایه گذاری نگاه کرد که البته نامتمرکز بودن آن موجب انتقال سهلتر پول نیز میگردد. استفاده از تکنولوژی رمزنگاری موجب برقراری امنیت معاملات گردیده است، اما در قسمت مصؤنیت این نوع سرمایه گذاری هیچ نوع تضمین حقوقی ویا دولتی وجود ندارد. گذشته از آن احتمال هک شدن، کلاه برداری و سرقت ارز دیجیتالی بحیث تهدیدات وجود دارد که ایجاب دقت بیشتر را میکند. اقتصادانان اخیراً نگرانی خویشرا از احتمال وقوع پولشویی و گریز از مالیات توسط چنین یک شبکه و همچنان استفاده زیاد از برق و آلودگی محیط زیست که در پروسه mining صورت میگیرد، ابراز نمودند.

باید دقت کرد که تا هنوز هیچ کشوری بیت کوین را به عنوان پول قانونی برسمیت نشناخته و اما انجام آن منع قانونی نیز ندارد. ورود در همچون شبکه ها بدون معلومات دقیق عاری از ریسک نیست. بگونه مثال، گزارشات امروز حاکی از سرقت بزرگ در صرافی پول رمزدار Thodex در ترکیه است.

در بعضی از کشورها جهت آگهی دهی و فراهم آوری سهولت برای علاقه مندان این شبکه، انجمن ها تأسیس شده است و مشورت های لازم را ارائه مینمایند.

بااحترام

احسان صادق

افغانستان بیست سال قبل و افغانستان امروز

دیروز آقای جو بایدن رئیس جمهور ایالات متحده امریکا خروج نیروهای نظامی کشور اش را از افغانستان دقیقاً در همان اتاق کاخ سفید اعلان کرد که حدود 20 سال قبل جورج بوش ورود آنها را تصمیم گرفته بود.

افغانستان بیست سال قبل مخروبه بیش نبود، متأسفانه طی جنگ های داخلی تمام زیربناها ویران شده بود، اساساً فعالیت های مختلف در عرصه های نظام سازی، اقتصادی و عمرانی از سال 2001 تقریباً از صفر آغاز گردید و تا اینجا رسیدیم.

افغانستان امروز، با تمام مشکلاتی که تا اکنون دامنگیر ماست، اما کاملاً متفاوت از بیست سال پیش است. امروز تقریباً هر ولایت ما دارای پوهنتون دولتی بوده و در اکثر شهرها دانشگاه های خصوصی وجود دارد، استادان و محصلین افغان در نقاط مختلف دنیا مشغول تحصیل اند، آزادی بیان و تلویزیون های خصوصی فعال اند، شرکت های مخابراتی فعالیت مینمایند، بانک های دولتی و خصوصی خدمات پولی و مالی عرضه میکنند، قانون اساسی وجود دارد، عواید دولت از منابع داخلی روبه افزایش است، پارلمان و اردوی ملی وجود دارد، پول ملی ما دارای ثبات نسبی است، عرضه خدمات صحی تا دورترین نقاط گسترش یافته و شفاخانه های خصوصی در شهرها فعال اند، حضور زنان در عرصه های مختلف دیده میشود، زراعت افغانستان بهترین زعفران دنیا را تولید میکند، ظرفیت کاری در نهادهای دولتی و خصوصی افزایش یافته و حجم مبادلات ما با دنیا در مرز ۷ میلیارد دالر رسیده است، نسلی جدیدی درین بیست سال بدنیا آمد و روی مکتب دید که تنها از انتحاری چیزی شنیده ویا دیده اند مثل نسل ما خانه جنگی ها و شلاق طالب را ندیده اند و نمی خواهند ببینند و ...

اگر واقع بینانه دیده شود، بخش اعظم این دستآوردها از اثر کمک های جامعه جهانی بخصوص ایالات متحده امریکا امکان پذیر شد و اما ما و شما نتوانستیم ازین کمک ها طور مؤثر استفاده کنیم.

باید اعتراف کنیم که کمک های خارجی ظاهر ما و شهرهای ما را تغییر داد، ولی متأسفانه کینه و نفاق حک شده در دل های ما را تغییر داده نتوانست.

از خارجی ها که برای مقاصد خود اینجا آمده بودند نباید بیشتر ازین توقوع کنیم. وطن از ماست، ما و شما باید بسازیم.

سرانجام یکروز نیروی های خارجی افغانستان را ترک میکردند، که آن روز بلاخره فرا رسید. در این شرایط حساس باید متحد شوییم، به اردوی ملی خود باور داشته باشیم. قرار اظهارات جو بایدن کمک های ایالات متحده و روابط دیپلماتیک آن کشور با افغانستان دوام دارد، اقتصاد ما تا یک زمانی به این کمک ها نیاز دارد. بناءً کافیست یک تضمین جهانی ویا حد اقل منطقوی از پاکستان مبنی بر عدم مداخله آن کشور بعد از خروج نیروی های خارجی گرفته شود، بغییر از آن اتفاق بزرگی رخ نمیدهد چون افغانستان امروز افغانستان بیست سال قبل نیست.

بااحترام

محمد احسان صادق

دهلیز واخان (Wakhan Corridor) و اهمیت اقتصادی آن برای منطقه

دهلیز واخان، باریکه ای است در شمال شرق افغانستان که ولسوالی واخان افغانستان را با ایالت سین کیانگ چین وصل نموده و پاکستان را از تاجکستان جدا میسازد. طول این باریکه حدود 350 کیلومتر و عرض آن 13 الی 65 کیلومتر میباشد. کوه های بلند دهلیز واخان سرچشمه دریاهای پامیر و پنج بوده که پس از پیوستن به هم دریای آمو را تشکیل میدهند. با وجود اینکه مسیر واخان ناهموار است، اما در طول تاریخ به عنوان یک راه تجاری استفاده شده است. دهلیز واخان در قرن 19 میلادی و در جریان "بازی بزرگ" به عنوان یک منطقه حائل میان دو امپراتوری آنزمان (روس و بریتانیا) شناخته میشده تا با یکدیگر هم مرز نباشند. طبق آمار سال 2010 در حدود 12000 تن درین منطقه زندگی میکنند و در سال 2014 واخان توسط دولت افغانستان به عنوان دومین پارک ملی کشور اعلان شد. این منطقه از زیبایی خاص طبیعی برخوردار بوده و از نظر امنیتی یک منطقه امن به حساب میایید، ولی ساکنان آن از حد اقل امکانات زندگی شهری محروم اند.

از نظر تجاری و اتصال منطقوی این دهلیز از اهمیت خاصی برای کشورهای منطقه برخوردار است. در صورتیکه دهلیز واخان بر مبنای منافع کشورهای ذیدخل احیا گردد همه از آن سود میبرند، چون واخان نقطه وصل چهار کشور است. دهلیز واخان برای افغانستان جهت ارتباط آن به دومین اقتصاد بزرگ جهان، کسب درآمد ترانزیتی، ارتقای سطح زندگی مردم محل و حربه اقتصادی در راستای تأمین صلح دارای اهمیت زیاد است. برای پاکستان بخاطر دستیابی آن کشور به منابع غنی انرژی آسیای مرکزی، این دهلیز ارزش بسزای دارد. تاجکستان بخاطر صدور برق به پاکستان و افزایش مبادلات تجاری به این دهلیز اهمیت میدهد. از نظر چین، بخاطر وصل آن کشور به افغانستان و از آن طریق به آسیای مرکزی و سایر نقاط جهان، این منطقه مهم است. قسمیکه دیده میشود برای هر چهار کشور این دهلیز دارای اهمیت استراتیژیک بوده، پس ایجاب میکند تا توجه، اقدامات و مذاکرات لازم بخاطر احیا و ایجاد زیربنا های مورد نیاز صورت گیرد.

با مرور بعضی از گزارشات و تحلیل های اقتصادی درین اواخر میتوان دریافت که دولت فعلی پاکستان به اشکال مختلف در تلاش است تا از طریق کنترل و تسلط بالای این منطقه به آسیای مرکزی وصل گردد. در برابر طرح های همسایه ها باید آگاه و متحد باشیم و فرامواش نباید کرد که مسیر صلح و جنگ افغانستان از باریکه های چون واخان میگذرد. لازم است تا هر گوشه از کشور، بر اساس تعاملات عصر حاضر و از دید اقتصادی و استراتیژیک تعریف و بازنگری گردد. در دنیای امروز اقتدار واقعی ممالک را اقتصاد تعیین میکند و اتصال منطقوی مهمترین رکن رشد اقتصادی به حساب می آید.

با احترام

پوهنمل احسان صادق

اندکی در مورد بُعد علمی میرزا الغ بیگ

میرزا محمد تراغای بن شاهرخ مشهور به الغ بیگ متولد سال 772 خورشیدی از شاهان تیموری، و در عین حال ستاره شناس و ریاضیدان برجستۀ عصر خویش بود. کتاب او بنام زیج الغ بیگ (Zij-i Sultani) از دقیقترین تقویم های اسلامی است. به افتخار کارکردهای موصوف در عرصه نجوم شناسی، دهانه الغ بیگ در کره ماه (The crater of Ulugh Beigh on moon) در کنار بزرگترین دانشمندان علم نجوم شناسی به نام اش ثبت گردیده است. کار الغ بیگ در عرصه ریاضیات مرتبط به نجوم، مانند مثلثات و هندسه کروی در خور اهمیت است. وی بین سالهای 1424 و 1429م رصدخانه بزرگ اولوغ بیگ را در سمرقند ساخت. به عقیده دانشمندان یکی از بهترین رصدخانه های جهان اسلام در آن زمان و بزرگترین رصدخانه در آسیای میانه بود. سپس الغ بیگ توسط بسیاری از محققان به عنوان مهم ترین ستاره شناس رصدی قرن پانزدهم شناخته شد. وی همچنین مدرسه الغ بیگ (شبیه دانشگاه امروزی) را در سمرقند و بخارا ساخت و شهرهای مذکور را به مراکز فرهنگی و یادگیری در آسیای میانه تبدیل کرد. موصوف به پنج زبان: تورکی، عربی، فارسی، مغولی و تا اندازه هم چینایی تکلم میکرده است. نتایج محاسبات تروگونومتری وی شامل جداول ساین و تانجانت در 1 درجه انتروال داده شده، میباشد. این جداول درجه بالایی از دقت را نشان می دهند و حداقل با 8 رقم اعشار صحیح هستند. وی قیمت ساین یک درجه را چنین بدست آورده است:

Sin 1° = 0.017452406437283571

تخمین دقیقتر آن قرار ذیل است:

Sin 1° = 0.017452406437283512820

البته این دقت قابل توجهی او را با توجه با امکانات همان عصر نشان میدهد.

اطلاعات رصدخانه مذکور به او فرصت داد تا طول سال را 365 روز و 5 ساعت و 49 دقیقه و 15 ثانیه محاسبه کند، که یک رقم نسبتاً دقیق است. وی معلومات مربوط به خورشید، ماه و سیارات را بدست آورد. اطلاعات او در قسمت حرکات سیارات طی یک سال مانند بسیاری از کارهای او خیلی دقیق است. تفاوت بین اطلاعات الغ بیگ و تحقیقات عصر مدرن مربوط به (زحل ، مشتری ، مریخ ، زهره) در محدوده دو تا پنج ثانیه است. میرزا الغ بیگ نه تنها در عرصه علمی بلکه در قسمت علم و ادب نیز پیشقدم بوده و مادر موصوف گوهرشاد بیگم نیز از زنان مطرح عصر تیموریان در هرات بوده است.

بااحترام

پوهنمل محمد احسان صادق.

Sources:

J. J. O'Connor & E. F. Robertson, 1999

Timurid ruler as well a an Astronomer, Methematician and Sultan, 2016

Ulugh Beg, Prince of Stars by Jean-Pierre Luminet, 2018

Wikipedia

تذکره اقتصادی اقوام افغانستان

عاید سرانه اسمی: ۵۰۷ دالر (۱۷۷ در جهان)

شاخص توسعه انسانی: ۰.۵۱۲ (۱۶۹ در جهان)

شاخص اختلاف طبقاتی: ۰.۶۶ (در بین بالاترین ها)

نفوس زیر خط فقر: ۵۴.۵ فیصد

نرخ بیکاری: ۲۳.۹ فیصد

میزان تورم: ۴.۵ فیصد ،(۱۷۱ در جهان)

قروض دولت: ۷.۳۴ فیصد تولید ناخالص داخلی

کسر بودجه: ۳.۰۴۹ میلیارد دالر

کسر بیلانس تجارت: ۶.۶۳۲ میلیارد دالر

شاخص فساد: ۱.۵ (۱۸۰ در جهان)

مصرف انرژی: ۵.۵۲۶ میلیارد kWh

تولید انرژی: ۱.۲۱۱ میلیارد kWh

نرخ سواد: ۴۲ در صد (پاینترین در منطقه) 

شاخص دسترسی به آب صحی: ۵۶ فیصد نفوس

شاخص اجرأت لوژستیکی: ۱.۷۳ (۱۶۰ در جهان)

یادداشت ۱: با توجه با منبع و سال، اعداد و ارقام فوق متفاوت بوده میتواند.

یادداشت ۲: در تذکره الکترونیکی تان هر چه دوست دارید بنویسید، بالای دسترخوان و اشکم گرسنه اکثریت فقیر جامعه ما تغییراتی نخواهد آمد. در واقع ما نه هزاره و ترکمن هستیم و نه هم تاجیک، پشتون و اوزبیک و یا هم ۶۶ قوم دیگر، تعریف ما واضیح است: ما یکی از فقیرترین و بدبخترین ملت جهان هستیم.

باحترام 

محمد احسان صادق

ظهیر الدین محمد بابر و مدیریت منابع آب کابل

کابل دارای منابع آبهای روی زمینی و زیرزمینی ست که بر سیر تاریخی این شهر اثر فراوان گذاشته اند. چنانکه استفادهٔ عنعنوی از منابع آب که در گذشته با همآهنگی با طبیعت و مدیریت سالم این منابع صورت می گرفت، کابل را نه تنها به یک شهر زیبا، بلکه به حیث مرکز پیداوار زراعتی، تجارت و فرهنگِ منطقه نیز تبدیل کرده بود.

ظهیر الدین محمد بابر در قرن 16 میلادی، تحول بزرگ و مثبتی را در جهت مدیریت منابع آب کابل به میان آورد که نه تنها بر سرسبزی و خوشنمائی این شهر افزود، بلکه روی رشد زراعت و مالداری و باغداری و اهمیت تاریخی و استراتیژیک آن نیز افزود. این روند در عصر فرخندهٔ امانی رونق تازه گرفت و تا سالهای قبل از تجاوز شوروی سابق بر افغانستان جریان داشت.

"کابل نظر به موقعیت و مکان خویش از ابتدا مرکز تجارت دو منطقهٔ عظیم آسیا یعنی هندوستان و ترکستان بوده و به قول هیرودوت مؤرخ یونانی، مال التجاره کابل در تمام بازار های یونان و روم مشتری داشته است."(1) کوروش در سال 550 قبل از میلاد و اسکندر مقدونی در سال 327 قبل از میلاد از این شهر عبور کرده اند.

"تحقیقات باستان شناسان فرانسوی روی سکه های نقره ئی و طلائی که حین حفر یک کُول در چمن حضوری کابل در داخل یک کوزه یافت شده، نشان می دهند که کابل در قرون دوم و سوم قبل از میلاد (عصر یونانو باختری)، مرکز مهم تجارتی بوده و سکه های نقره ئی و طلائی امپراتوران و قدرتهای بزرگ شرق و غرب در کابلِ آنوقت مورد چلند و داد و ستد قرار داشت."(2)

بالاحصار کابل در اولین سدهٔ بعد از میلاد به صورت دُژ دفاعی به وجود آمده. چنانکه آثار متعدد بودائی، منجمله معبد "چکری" نشان می دهند، کابل در عصر کوشانیها مرکز فرهنگ بودائی گردید. این شهر در سال 987 در عصر غزنویان توسعه پیدا کرد، در عصر مغلان در سال 1504 به حیث پایتخت شناخته شد و در عصر تیموریان توسعهٔ فراوان یافت.

شاهان، امیران و شهزادگان تیموری همه زیبا پسند و عشرت منش بوده، دست به اعمار باغ های زینتی بی نظیر، قصرهای با شکوه و مجلل، کاروان سرایها، بازارهای سرپوشیده، قلعه ها، بالاحصارها، مساجد، مدارس، مقابر، حمامها، یخدانها، تختهای شراب نوشی سنگی و بناهای یادگاری در فراز کوهها و رشد و انکشاف عرصه های دیگر هنری و کلتوری می زدند. از همه مهمتر باغسازی و باغداری به قسم یک عنعنه در میان شاهان، امیران و شهزادگان تیموری رائج بود؛ هر کدام اینها در زمان حیات خود چندین باغ زینتی احداث می کردند؛ برخی از آنها یکی از همین باغهای ساختهٔ خود را پس از مرگ برای مدفون کردن جسد شان انتخاب می نمودند."(3)

اساس خطوط عمدهٔ شهر امروز کابل در عصر ظهیرالدین محمد بابر گذاشته شد و شگوفائی های زیادی را پشت سر نهاد. کابل در واقع به حیث مرکز اداری و مرکز آماده گیری برای لشکرکشیها جانب هندوستان، پیوسته رونق تازه می یافت. بابر در شهر کابل اساس هفت باغ بزرگ را نهاد، مثل باغ بابر شاه، باغ الم گنج، باغ شهر آرا، باغ جهان آرا، باغ علی مردان، باغ عمومی و غیره که پسانتر حوضهای آب هم در آنها ساخته شد و همه از آب رودخانهٔ کابل فیض می بردند.

در مجموع در ولایت کابل حدود "صد هزار" (3) باغ خرد و بزرگ وجود داشت که نشانه ای از فراوانی و مدیریت خوب آب می باشد. از آنجمله باغ لطیف در حومهٔ کول حشمت خان جای مسابقات پهلوانی و محل تجمع عیاران کابل بود.

جالب توجه است که با وجود آنکه قلمرو بابر شاه از هندوستان تا روسیه می رسید، او علاقه مند بود در کابل اقامت کند و هم در آنجا دفن شود. تاریخ نویس شهیر کشور استاد احمد علی کهزاد در اثر گرانبهای خود از یاداشتهای بابر و دخترش گلبدن بیگم نقل قول کرده و می نویسد: "علاقه بابر به کابل به عشق رسیده بود و تا آخر عمر که صاحب امپراتوری عظیمی شد، کابل را به هیچ یک از پسران و دختران و بستگان خود، حتی به اسم، هم نداد و آنرا خالصهٔ خویش باقی گذاشت."(3)

بابرشاه کابل را بهشت روی زمین و فردوس برین می نامید و به کابل دل داد، عاشق و شیدای کابل و کابل زمین شد.

عامل عمدهٔ این علاقه مندی بابر به کابل، زیبائی، شادابی، طراوت و آب و هوای خوشگوار این شهر بود. "بابر از گلهای رنگارنگ و 33 نوع لالهٔ وحشی کابل، از ارغوان زارها و چشمه سارانِ کوههای کابل، پغمان، استالف، استرغچ، خواجه سیاران، بهزادی، خواجه خان سعید، از دند سرسبز و شاداب چهاردهی کابل و کُول دامنهٔ شهدای صالحین فعلی (کول حشمت خان) که با کشتی از آن می گذشت و به ارگ، یعنی همین بالاحصار موجودهٔ کابل، می برآمد، ذکر ها دارد که همه خیال انگیز و رویایی می نماید." (2) این همه طراوت و تازگی، سرسبزی و شادابی کابل بر می گردد به برنامه های عمرانی و توسعه وی که بابر شاه اساس آنرا گذاشت و در عرض سده ها انکشاف کرده بود.

تیمور شاه ابدالی در سال 1773 بار دیگر کابل را به حیث پایتخت کشور انتخاب کرد. علاوه بر این کابل از دیر زمانی مرکز تجارتی بین اقوام اروپایی و آسیای مرکزی به حیث نقطهٔ تلاقی به جانب هند شناخته شده بود. انگلیس ها در تجاوز سال 1839 بر افغانستان کابل را تسخیر کرده و در سال 1842 به خاطر انتقام، بخشهایی از آن شهر زیبا را آتش زدند.

در عصر امیر شیرعلی خان فعالیت های گسترده عمرانی در کابل آغاز گردید. در دورهٔ امیر عبدالرحمان خان در سالهای دههٔ 1880 کابل بنا بر پروگرام انگلیسها به حیث مرکز تجارتی و سوق الجیشی در چهار مرحله آباد شد. امیر حبیب الله خان پلانهای عمرانی کابل را توسعه داده و شاه امان الله خان آنرا گسترده تر انکشاف بخشید. شاه امان الله خان در نظر داشت آن شهر زیبا را زیبا تر و صنعتی بسازد، چنانکه پلانهای بنیادی طرح کرده سرک هائی مثل سرک دارالامان را آباد و ماستر پلان شهر کابل را روی دست گرفته، آب نوشیدنی را از پغمان به کابل رساند. ولی افسوس که آن پادشاه ترقیخواه به دسیسهٔ انگلیس و به کمک ملاهای داخلی، مجبور به ترک وطن گردید.

استفاده از منابع آب در زمان بابر شاه:

برای رفع مشکل آب، مخصوصاً در تابستانها، از زمانه های دور کوشش شده که با وسایل ابتدائی، سد های آبگردان اعمار نمایند، و این شیوه ایست که در عصر زمامداری بابر شاه در کابل رونق فراوان یافت و در سده های اخیر انکشاف بیشتر کرد. با بند کردن مسیر رودخانه، سطح آب رودخانه را بالا برده و آنرا در جویها رهنمائی می کنند. این جویها در موازات با دامنهٔ کوهها با میلان کمتر از مَیل رودخانه کشیده شده، دهها کیلومتر ادامه یافته و امکانات آبیاری زمین هائی را که بالاتر از سطح رودخانه قرار دارند، مهیا می سازند. این سیستم آبیاری چنان ماهرانه به کار رفته که به صورت تقریبی سراسر حوزهٔ فروافتادهٔ مرکز کابل توسط رودخانه های کابل، پغمان و لوگر تحت آبیاری قرار گرفته بود. تنها در بالای رودخانهٔ کابل همه ساله دهها بند کوچک و ابتدائی ساخته می شده که آب رودخانه را به مناطق دور و نزدیکِ دو طرفهٔ رودخانه می رساندند.

در اینجا لازم است تذکری از "بالاجوی" داده شود که از منطقهٔ تنگی سیدان در نواحی جنوبغرب کابل از رودخانهٔ کابل منبع می گرفت و قسماً به موازات این رودخانه، مناطق وسیعی را در قلعهٔ فتوح، چهلستون، قلعهٔ غیبی، واصل آباد تا باغ بابر آبیاری کرده از نواحی چنداول و شهر کهنهٔ کابل گذشته و به بالا حصار کابل می رسید. "بالاجوی" کابل که بعد از آبیاری باغستان های شهر کهنه و بالا حصار به کول حشمت خان می ریخت، بالخاصه در زمستانها ذخایر آب این کول را بالا می برد.

جالب توجه است که کابل قدیم تا حدودی توسط "بالاجوی" آبیاری می شد، چنانکه در مناطق دور و بر سینمای پامیر ترکاری کشت می شد. از همین روست که شفاخانهٔ ابن سینا را به نام "شفاخانهٔ گندنا" یاد می کردند که در مزرعه گندنه اعمار گردیده.

همچنان "پایان جوی" که به موازات با "بالاجوی" و در فاصلهٔ چند صد متری در ارتفاع پائینتر آن جریان داشت، نقش ارزنده ای را در سرسبزی کابل ایفا می کرد. همین طور در سمت غرب رودخانهٔ کابل در منطقه چهاردهی جویهای متعددی کشیده شده بود که تا نواحی علاءالدین، قلعهٔ وزیر و گلخانه، همهٔ مناطق را آبیاری می کردند.

“علاوه بر این، از داخل شهر در نواحی دهمزنگ، چندین جوی مانند جوی شیر، نهر درسن، جوی هندو و غیره کشیده شده بود که چمنها و باغهای شهر را آبیاری می کردند. "جوی هندو" از حصهٔ "نوآبادِ دهمزنگ"، ساحهٔ شرقی "نخاس ده افغانان"، "سرآسیاب" و "بالاکوهِ ده افغانان" در دامنهٔ کوهٔ آسمائی به طرف "شهرآرای" امروزی می گذشت. جوی شیر در خط زیرین جوی هندو از حصهٔ "نخاس ده افغانان" و "سرآسیاب ده افغانان" می گذشت که در حصهٔ "سرآسیاب ده افغانان" به داخل یک تالابِ بزرگی که بنام "حوض مرغابیها" مسمی بود، ذخیره و از آنجا به بعد آب آن به چند شاخه جدا می شد؛ شاخه های آن شهرآرای فعلی، قلعهٔ موسی، چهار قلعهٔ وزیرآباد، بی بی مهرو، یکه توت و ده یحیی را آبیاری می کرد. "حوض مرغابیها" اکنون در ساحهٔ که عمارات "پارک هوتل" و "هوتل پلازا" ساخته شده اند، در زیر سرک عمومی در آورده شده است." (2)

در منطقهٔ اندرابی بستر رودخانه را یک بند بسته می کرد که به نام بند "ناظر صفر" یاد می شد و تا نواحی بی بی مهرو، کلوپ عسکری و میدان هوائی آب می رساند.

از منطقهٔ پل محمود خان همچنان جوئی به سمت شش درک کشیده شده بود. احتمال دارد که این منطقه به خاطر آن به این نام مسمی شده باشد که این جوی در آن محل به شش بخش (درک) تقسیم می شده است. جویهائی که از رودخانهٔ کابل منبع می گرفتند، سراسر کابل را به باغستانها، تاکستانها و مزارع سبز و شاداب تبدیل کرده بودند.

آب رودخانهٔ پغمان در مناطق فاضل بیگ، قلعهٔ جمادار، اُنچی باغبانان، مهتاب قلعه، قلعهٔ واحد تا گذرگاه به مصرف می رسید.

سیستم آبیاری که بالای رودخانهٔ لوگر ساخته می شده، هم به عین ترتیبِ رودخانهٔ کابل بود. زیبائیها و شادابیهای مناطق سهاک، شیوکی، ده یعقوب، کمری و غیره محصول همین سیستم آبیاری بالای رودخانهٔ لوگر بود. از رودخانهٔ لوگر دو جوی از حصهٔ "سنگ نوشته" آب می گرفت که از جنوب به طرف شمال جریان داشت و به داخل شهر کابل میرسید:

یکی آن به نام "جوی پادشاهی" یاد می شد و مناطق "ولایتی"، "بینی حصار"، "قلعچه"، "خـُمدان"، "زنده بانان" و "چمن حضوری" را آب داده، در حصهٔ پل محمود خان به رودخانهٔ کابل میریخت. در قسمتهای چمن حضوری و مقابل بالاحصار، امتداد این جوی را به نام "جوی پل مستان" یاد می نمودند. در منطقهٔ دروازهٔ لاهوری، نزدیک "منار نجات" شاخه ای از این جوی جدا شده و تا کولهای چمن حضوری می رسید. در داخل این کول جزیرهٔ کوچکی ساخته شده بود که تا قبل از کودتای ثور در ایام جشن استقلال از روی این جزیره به داخل این کول آتش بازی صورت می گرفت.

جوی دومی که از رودخانهٔ لوگر جدا می شد، به طرف "سهاک"، "شیوکی" و "بتخاک" امتداد می یافت که تا کنون آباد و فعال است.

"البته قُدمت این دو جوی نیز به ادوار قبل از اسلام میرسد که شیوکی یکی از ساحات مهم مذهبی هندوئی و بودائی کابل بود."(2)

از آب جویهائی که از رودخانه های کابل، پغمان و لوگر منبع می گرفتند، برای نوشیدن نیز استفاده می شد و مردان در آن غسل کرده و وضو می گرفتند و کودکان در آن آببازی می نمودند. حیواناتِ مردم نیز در این جویها آب می خوردند.

در هر حال، این جویها توسط آبی که از بستر آنها نفوذ کرده و فلتر می شد، باعث تقویت آبهای زیرزمینی گردیده و تعادل طبیعی را بین آبهای روی زمینی و زیرزمینی بر قرار می کردند. نیاکان ما از قبل به موضوع ضیاع آب از طریق تبخیر پی برده و چاره ای سنجیده بودند. به طور مثال از قدیم الایام در دو طرفهٔ جویها درخت توت می نشاندند تا از یک جانب دو طرف جویها را استحکام بخشند و مانع ضیاع آب گردند، از جانب دیگر با انداختن سایه از تبخیر آب جوی جلو گیری گردد.

اعمار بند شاه توت در غرب کابل:

به تاریخ 25 نوامبر 2020 از طریق رسانه ها مختصراً اعلان شد که بند "شاه توت" در منطقهٔ "تنگی سیدان"، در جنوبغرب کابل، به کمک هندوستان اعمار می گردد. موافقت‌نامهٔ ساخت این بند میان وزیران خارجه هند و افغانستان به طور مجازی و از طریق یک ویدیو کنفرانس به تاریخ 9 فبروری 2021 امضا شد. مصارف این بند که 92 متر بلندی و 60 متر عرض دارد و 146 میلیون متر مکعب آب را ذخیره می کند به 286 میلیون دالر بالغ می گردد که طی 6 سال آینده تکمیل خواهد شد. این سد پنج کانال برای آبیاری خواهد داشت و از یک کانال آن برای حدود دو میلیون نفر آب آشامیدنی تهیه می گردد. با کانالهای آبیاری این بند، شبکه های آبیاری زمان بابر شاه احیاء می گردد و کابل سرسبزی و شادابی خود را باز خواهد یافت.

"تنگی سیدان" در قسمت جنوبغرب کابل قرار داشته و انجام درهٔ باریک اُنی است که از دامنه های غرب کوههای پغمان و جلگه های جنوبی کوه بابا در شمالِ "کوه قلندر" آغاز گردیده، بعد از گذر از منطقهٔ "سیاه خاک" و کوتهٔ عشرو از منطقهٔ "پل سرخ" در غرب میدانشهر در یک منحنی به تنگی للندر (لعل اندر) رسیده به حوزهٔ فروافتادهٔ مرکز کابل می رسد. کمترین عرض این دره در منطقهٔ "شاه توت" که در جنوبشرق "تنگی سیدان" قرار دارد، سنجش شده. منطقهٔ "شاه توت" در بین شاخه هائی از سلسله های "سیاه کوه" و "کوه خواجه گلیاران" در جنوب و "کوه سنگ ریخته" و "کوه برج سرخ" در شمال احاطه گردیده و امکانات اعمار یک بند آبگردان را به خوبی آماده کرده. منطقهٔ "شاه توت" نسبت به حوزهٔ فروافتادهٔ کابل دارای ارتفاع بیشتر بوده و با استفاده از این سرکوب طبیعی امکان آن موجود است تا به بخشهای وسیع حوزهٔ فروافتادهٔ کابل آب رسانده شود. ازین سرکوب در عرض صدها سال، مخصوصاً در زمان سلطنت بابر شاه و بعد از آن استفاده شده و جویهای متعددی در دو طرفهٔ رودخانهٔ کابل تا مرکز شهر و حتی بالاحصار و بی بی مهرو کشیده شده بود. همچنین کمی بالاتر ازین سرکوب، در جویهای دیگری آب جانب چهارآسیاب و خیرآباد جریان داشت. شبکه های آبیاری فوق الذکر باعث سرسبزی، طراوت و تولیدات غله ها و میوه ها در کابل گردیده بود. با اعمار این بند شبکهٔ آب رسانی کابل که بابر شاه اساس آنرا گذاشته بود، از نو احیاء می گردد. به قول عوام "در جوئی که آب رفته، بار دیگر آب می رود."

نـویسنده: دکتور عبدالحنان روستائی، آلمان 14 فبروری 2021

منابع:

میر غلام محمد غبار، ”جغرافیای تاریخی"، ص 23

محمد اکبر امینی، ظهیرالدین محمد بابر و یادی از کابل (https://bit.ly/2MyQKAy)

احمد علی کهزاد، بالااحصار کابل و پیش آمدهای تاریخی، ص 72

Gebauer, M. & Hoelzgen, J. (2008): Luftverschmutzung am Hindukusch, Kabul erstickt an seinem Dreck. Spiegel Online, 07.04.2008

برندگان ویروس کرونا

شیوع مرض کرونا تا اکنون موجب مرگ نزدیک به دو میلیون تن در سراسر جهان شده است که بدون شک تراژیدی بزرگی بوده و قابل جبران نمیباشد، و اما برندگان اقتصادی شیوع مرض کرونا کدام ها و کیها اند؟

اعمال قرنطین و در خانه بودن، موجب رجوع مردم به خرید انترنتی گردیده و این عمل باعث سرازیر شدن مفاد زیادی برای شرکت های دیجیتالی گردید طوریکه ثروت آقای جف بیزوس مؤسس شرکت Amazon در سال 2020 در مرز حدود 205 میلیارد دالر رسید.

افزایش علاقه مردم به سرگرمی های خانگی باعث رجوع میلیون ها تن به سایت های چون Netflix و Disney streaming گردید.

ازدیاد در ثروت مالکین شرکت های چون (مایکروسافت، فیسبوک، آمازون، برکشایر هاتاوی، اوراکل) که بیشتر در حوزه فن آوری اطلاعات فعالیت دارند.

افزایش سودآوری شرکت های تولید کننده ماسک، مواد سنیتایزر در پی تلاش مردم برای جلوگیری از شیوع مرض کرونا.

تماس از خانه موجب رجوع سرسام آور مردم به نرم افزارهای چون Zoom گردیده و سبب میلیون های دالر سود برای این شرکت گریده است.

افزایش تقاضا برای لوازم بازی اطفال و انواع گیم ها، باعث افزایش تولید شرکت های Xbox و PlayStation گردیده است.

افزایش تقاضا به وسایل ورزش خانگی سبب افزایش فروشات کمپنی های چون Peloton در امریکا گردید.

کمپنی تولید کننده واکسین (Pfizer) طبق پیش بینی از مدرک تولید و فروش واکسین کرونا در سال 2021 حدود 14 میلیارد دالر بدست خواهد آورد.

بااحترام

محمد احسان صادق

تاریخچه مختصر فابریکه تولیدی سپین زر کندز

سپین زر در سال 1314 برای بار نخست بنام شرکت شمالی ایجاد گردید در سال 1325 بنام بانک ملی؛ در سال 1329 بنام شرکت نساجی، در سال 1335 بنام د پنبه اتحادیه شرکت، در سال 1339 بنام شرکت سپین زر مسمی و از سال 1362 به اینسو منحیث تصدی انتفاعی دولت در چوکات قانون تصدی ها فعالیت مینماید. وظیفه اساسی تصدی خریداری پخته دانه دار از نزد زارعین، تولید پخته محلوج و مواد فرعی مانند روغن، صابون، کنجاره و پوستک است در زمان فعال بودن فابریکه ، سالانه 20 الی 30 فیصد پخته محلوج تولید این تصدی برای اکمال مواد خام نساجی های داخلی کشور استفاده می شد و متباقی آن به خارج از کشور مخصوصآ کشور جرمنی صادر میگردید، 40 فیصدتولیدات فرعی تصدی (روغن،صابون،کنجاره، پوستک) جهت رفع نیاز مندی های کارگران تصدی سپین زر،دهاقین پنبه در زون شمالشرق استفاده میشد و متباقی 60 فیصد آن با قیمت مناسب برای شهروندان شهر کندز بفروش میرسید ظرفیت اعظمی تصدی سپین زر الی سال 1357، خریداری 100000 تن پخته دانه دار، تولید " 30000 تن محلوج، 7000 تن روغن و 3 ملیون کلچه صابون در یک کمپاین بوده که بعد از سال 1357 سال به سال در فعالیت تصدی کاهش بعمل آمده و از سال 1385 به بعد تمام فعالیت های تولیدی تصدی متوقف گردیده است.

منبع: ریاست تصدی سپین زر کندز.

نوت: اخیراً نظر به گزارش روزنامه هشت صبح به نقل از وزارت تجارت و صنایع، خوشبختانه فعالیت تصدی مذکور دوباره فعال گردیده است.

بااحترام 

محمد احسان صادق

مروری بر فعالیت های اقتصادی دورۀ زمامداری محمد ظاهر شاه

سخن نخست: از نظر اقتصادی در میان حاکمان تاریخ معاصر افغانستان با در نظرداشت امکانات عصر، بیشترین فعالیت زیربنایی در زمان محمد ظاهر شاه صورت گرفته است، این در حالیست که دورۀ حکمروایی شاه نیز بیشتر از هر حاکم دیگر بوده است، یعنی از نظر زمانی فرصت کافی برای کار کردن (ممکن بیشتر از آنچه که انجام شده)، مهیا بوده است.

محمد ظاهرشاه به عنوان آخرین پادشاه افغانستان از سال ۱۳۱۲ الی ۱۳۵۲ خورشیدی مصادف به ۱۹۳۳ الی ۱۹۷۳ میلادی به مدت چهل سال حکمروایی کرد. او به قصد مدرنیزه کردن افغانستان، به اصلاحات اقتصادی اقدام کرد و نظر به منابع متعدد عصر پیشرفت و ترقی در افغانستان از زمان محمد ظاهر شاه آغاز گردید. تحت زعامت او در کشور پلان‌های انکشافی ۵ ساله و ۲۵ ساله طرح و در مراحل مختلف بتدریج تطبیق گردید. در نتیجه این پلان ها، افغانستان صاحب تصدی های تولیدی و خدماتی، شاهراه ها، بندهای برق، سیستم مخابرات و مواصلات، میدان های هوایی، سیستم بانکداری و ... گردید که ذیلاً به آن اشاره میگردد:

تصدیها و فابریکات مهم تأسیس شده در زمان شاه: فابریکه نساجی گلبهار، نساجی بگرامی، نساجی افغان، پشمینه بافی، نختابی کابل، کارخانه بوت آهو، پشمینه بافی قندهار، تصدی کود و برق مزارشریف، فابریکۀ صابون سازی،ساخت سیلوها در کابل و بعضی ولایات، فابریکه سمنت غوری و سمنت جبل السراج، فابریکۀ جنگلک، بایسکل‌ سازی پامیر، پلاستیک سازیها، تصدی های ساختمانی هلمند، افغانی، بنائی و سپین غر، راه میدان سازی، فابریکه پایه سازی، فابریکه حجاری بتون، فابریکه حجاری و نجاری، کابل فلز، تصدی های کاماز، افسوتر، فابریکه‌های کشمش پاکی، فابریکه شکر بغلان، فابریکه جین و پرس مزارشریف، فابریکه روغن ‌سازی سپین زر، فابریکه خانه سازی کابل، فابریکات چینی سازی سپین زر و شاکر، تصدی بست هلمند، شرکت مسافربری سرویس، شرکت صادراتی قالین و قره قل، مطابع، محلات رهایشی، تأسیسات و بناهای دولتی، کوپراتیف‌ها و اتحادیه‌های صنفی، شرکت‌های صادراتی بین‌المللی، بنادر تجارتی و غیره میباشد.

شاهراهای مهم ساخته شده در زمان شاه: شاهراۀ کابل الی مزار و حفر تونل سالنگ، شاهراه هرات الی قندهار و قندهار الی کابل، شاهراه هرات الی اسلام قلعه و کابل الی تورخم و حفر تونل ماهیپر.

بندهای آبگردان و برق ساخته شده در زمان شاه: بند برق سروبی، بند برق و آبیاری نغلو، بند برق ماهیپر، بند آبیاری و تولید برق تنگی ننگرهار، بند برق پلخمری، بند برق و آبیاری کجکی، بند آبگردان داله بالای دریایی ارغنداب قندهار، بند آب گردان بغرا بالای دریای هیرمند و پروژه تولیدی وادی هیرمند، بند سراج و پروژۀ آبیاری بالای دریای کوکچه، بند آبیاری سردی در کندهار، بند برق و آبیاری جبل السراج.

استخراج معادن در زمان شاه: نخستین عملیات جهت اکتشاف نفت و گاز در افغانستان در سال ۱۹۵۶ انجام شده ‌است. طوریکه در سال ۱۹۵۹ منجر به اکتشاف میدان نفت انگوت در ولایت سرپل و در فاصله سال‌های ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۶ پنجاه حلقه چاه اکتشافی دیگر نیز در ساحات گازدار شبرغان حفر گردید که باعث اکتشاف ۳ میدان گازی بزرگ یعنی میدان گازی یتیم تاق ( ۱۹۶۰)، میدان گازی خواجه گوگردک (۱۹۶۱) و میدان گازی خواجه برهان (۱۹۶۴) گردید. کشف و استخراج معادن زغال سنگ درۀ صوف و کرکر نیز در زمان شاه آغاز گردید.

ایجاد سیستم بانکداری در زمان شاه: تأسیس بانک ملی افغان بعنوان اولین بانک در افغانستان در سال 1312 هـ ، ش توسط عبدالمجید زابلی و متعاقباً تأسیس دافغانستان بانک بعنوان بانک مرکزی کشور، همچنان حفظ استقرار نرخ ارز از ویژگی ها بارز آن دوره بود.

سیستم مخابرات در زمان شاه: ارتقاء ریاست پست افغانستان به وزارت، خریداری و نصب یک دستگاه 1300 لینی اتومات ریلی از شرکت Bell و یک دستگاه دیگر 5000 لینی اتومات از شرکت Siemens، برقراری ارتباط پستی میان کابل و شهرهای بزرگ دنیا مثل مسکو، دهلی، فرانکفورت، هامبورگ، آمستردام، نیویورک، پاریس، ژنو، روم، بیروت، قاهره، توکیو، آنکارا، صوفیه، پکن، تهران، اسلام آباد و کراچی، فعال شدن پست هوایی میان شهرهای از قبیل: کابل، هرات، مزارشریف، قندهار و میمنه، تأسیس پسته خانه های محلی در ولایات. در این دوره، ضمن ارسال بسته های سنگین وزن نامه رسانی در داخل کشور نیز سرعت یافت.

هوانوردی و میدان های هوایی در زمان شاه: تأسیس ریاست ملکی هوایی، تأسیس و آغاز فعالیت شرکت هوایی آریانا، احداث میدان هوایی بین المللی کابل، میدان هوایی قندهار، میدان هوایی مزارشریف، میدان هوایی هرات، تأسیس مؤسسه هوایی باختر افغان، آغاز پرواز های داخلی میان شهرهای کابل، هرات، مزارشریف، قندهار، میمنه، کندز، آغاز فعالیت های شرکت های هوایی خارجی مانند ایرفلوت، هندیین ایرلاینس، شرکت هوانوردی هما، شرکت هوانوردی پاکستان، شرکت هوانوردی بیروت.

توریزم در زمان شاه: تأسیس هوتل انترکانتننتال در کابل، ساخت بند و تفریحگاه قرغه، ایجاد باغ وحش کابل، تأمین امنیت سرتاسری موجب جذب هزاران توریست سالانه از سراسر جهان گردیده بود.

زراعت در زمان شاه: در آن زمان افغانستان از لحاظ تولیدات زراعتی متکی بخود بوده است و میوه های خشک و تازه و نباتات طبی را صادر نیز مینمود. کشت پنبه و غلات ادامه یافت و تا جاییکه تنها هلمند یک پنجم محصول گندم کشور را تولید میکرد، ادارۀ هلمند و درۀ ارغنداب یکی از پروژه های بزرگ آبیاری و زراغتی بود که اراضی وسیعی را تحت پوشش قرار میداد.

منابع: روزنامه انیس، شبکه اطلاع رسانی افغانستان، آژانس خبری پژواک، دانشنامه ویکی پدیا، دانشنامه افغان، بی بی سی فارسی، دویچه وله دری.

بااحترام

محمد احسان صادق

اقتصاد ما و بحران کرونا

دلایلی که خسارات اقتصادی ما را کمتر میسازد: 

1. دخیل نبودن افغانستان در بازارهای جهانی بورس که هم اکنون ارزش بزرگترین سهام در جهان در وضعیت سقوط قرار دارد.

2. افغانستان وارد کنندۀ نفت است و از کاهش قیمت نفت میتواند سود ببرد. کاهش شدید قیمت نفت در جهان، ضرر انگفتی را متوجه اقتصاد کشورهای صادرکننده نفت و حوزه اوپک نموده است.

3. توریزم از جمله سکتورهای است که از اثر بحران کرونا، افت شدید نموده است. افغانستان کشور توریستی نبوده و ازین جهت ضرری متوجه اقتصاد آن نمیگردد.

4. در بعضی از نقاط دور افتاده افغانستان تا هنوز اقتصاد بارتر (مبادله جنس با جنس) رایج بوده و در آنجا از میکانیزم بازار امروزی که در حالت رکود میباشد، خبری نیست.

5. افغانستان یک کشور صادرکننده نبوده بلکه یک کشور وارد کننده است. در بحران کرونا، اقتصاد کشورهای صادرکننده (به استثنایی لوازم طبی) بنابر نبود تقاضا (بخصوص به کالاهای تجملی) و محدودیت های انتقال (قرنطین) در شرایط بدی قرار دارد.

6. اقتصاد افغانستان عمدتاً متکی به کمک های خارجی است، پس در صورت تداوم کمک ها، مشکل جدی بطور عموم در اقتصاد کشور رونما نخواهد شد.

7. قرنطین شدید و منع کامل تردد در بسیاری کشورها، تمام سکتورها را فلج نموده است. اما قسمیکه بنظر میرسد در افغانستان با وجود اعلان قرنطین در بعضی از شهرهای کلان، ولی مردم تا حدودی به کسب و کار خویش ادامه میدهند.

دلایلی که خسارات اقتصادی ما را بیشتر میسازد: 

1. در پی شیوع مرض کرونا، عودت هزاران مهاجر افغان از ایران و پاکستان نه تنها اینکه موجب انتقال امراض میگردد بلکه باعث افزایش نرخ بیکاری میگردد.

2. در کشورهای روبه انکشاف مانند افغانستان میل نهایی به پس انداز (MPS)، بدلیل سطح پائین عاید، بسیار اندک است و خانوارها بنابر نبود ذخایر کافی نمیتوانند دیر زمان در خانه بمانند.

3. بخش اعظم نیروی کار افغانستان دارای عاید متغییر و به اصطلاح "روز مزد" اند، محدودیت های ناشی از کرونا، برای بعضی از آنها حتی به قیمت جان تمام میشود.

4. در پی کاهش تقاضا، متشبثین و صنایع نوپای افغانستان سخت در معرض ورشکستگی قرار دارند. 

5. طبق گزارش بانک انکشاف آسیا در سال 2016 حدود 54.5 فیصد جمعیت افغانستان زیر خط فقر زندگی میکند، شیوع مرض کرونا بدون شک، باعث گسترش دامنه فقر میگردد. 

6. نبود حمایت دولت از روزمزدان و متشبثین باعث آسیب پذیری بیشتر طبقات مذکور میگردد. 

7. موجودیت فساد در دستگاه دولت، احتمالاً زمینه حیف و میل کمک های واریز شده از طریق سازمان های بین المللی بخاطر مبارزه با کرونا را دامن میزند. 

پس، چه باید کرد؟ 

1. ایجاد یک کمیته مسلکی و متعهد متشکل از متخصصین رشته های طب، زراعت و اقتصاد برای مبارزه با بحران کرونا.

2. تثبیت فوری تعداد روزمزدان و محتاجان با استفاده از ارقام موجود در ادارۀ مرکزی احصائیه (برای راه اندازی سروی جدید حالا دیر است، چون زمانبر است و همچنان در جریان بحران هر کس مایل است خویشرا محتاج معرفی کند).

3. ایجاد یک صندوق و یا بانک مرکزی مواد غذایی و بسیج تمام کمک های داخلی و خارجی در آنجا و در گام بعدی تقسیم و ارسال مواد متذکره به زونهای کشور.

4. ترتیب بسته های کمکی مواد غذایی و توزیع ماهوار (خانه به خانه) آن برای محتاجان از قبل تثبیت شده.

5. در فاز دوم، ایجاد بسته های معافیتی و حمایتی برای متشبثینی که از قرنطین متضرر میگردند.

6. تخصیص بودجه اضطراری برای سکتور صحت عامه و اقدام به افزایش ظرفیت شفاخانه های دولتی و خصوصی. 

7. البته برای عملی نمودن این طرح در پهلوی تدبیر، اصل تعهد زیاد مهم است. همانطوریکه یکتعداد هموطنان ما بیرون از کشور رفتند و دانش به اصطلاح "کفار" را یاد گرفتند ای کاش حد اقل کمی هم از تعهد و وطندوستی آنها میآموختند.

بااحترام

پوهنمل محمد احسان صادق

ویروس کرونا و پیامدهای اقتصادی آن

شیوع ویروس کرونا که از چین منشاء گرفت، گسترش آن موجب مصارف سنگین تجاری در سراسر جهان گردیده است.

سهام در سراسر جهان صدمه دیده اند:

تغییرات بزرگ در در بازار بورس، جاییکه سهام شرکت ها خرید و فروش میشود، سرمایه گذاری ها و پس اندازهای فردی را میتواند متأثر بسازد. شاخص های چون FTSE و DJIA و Nikkei همه از آغاز شیوع بیماری (31 دسامبر) سقوط بزرگی را شاهد بوده اند. شاخص های Dow و FTSE بزرگترین کاهش روزانۀ خود را پس از سال 1987 شاهد بوده اند. سرمایه گذاران از گسترش کرونا ویرس که باعث تخریب و کندی رشد اقتصادی میگردد و از اینکه اقدامات دولت ها برای توقف این افول، ممکن کافی نباشد، هراس دارند. در پاسخ، بانک های مرکزی در بسیاری از کشورها نرخ بهره را کاهش داده اند. در تیوری این عمل، وام (قرض) را ارزانتر نموده و مخارج را که موجب رونق اقتصادی میگردد، ترغیب مینمایید. درین جمع بانک های مرکزی ایالات متحده و انگلستان بیشترین کاهش را در نظر گرفته اند.

سفرها و خطوط هوایی درین جمع بیشترین ضربه را متقبل گردیده اند:

با ابطال پروازهای هوایی مسافران، سیاحان و تاجران، صنعت هوانوردی بیشترین ضرر را متقبل گردیده است. دولت ها در سراسر جهان محدودیت های سفر را در پی تلاش برای مهار ویروس معرفی نموده اند. در یک اقدام بی سابقه، اتحادیه اروپا سفر مسافران خارج از اتحادیه را بخاطر استحکام مرزهایش در پی بحران کرونا ویروس برای مدت 30 روز ممنوع میکند. شرکت ForwardKeys تخمین نموده است که 4800 پرواز با 10.2 میلیون سیت طیاره تحت تأثیر این ممنوعیت قرار میگیرند و بیشترین تأثیر آن بالای خطوط هوایی فرانسه خواهد بود. در ایالات متحده، ادارۀ ترامپ ورود مسافران از میدان های هوای اتحادیه اروپا را به داخل امریکا منع نمود. کارشناسان صنعت هوا نوردی انگلیس، نگرانی خود را در مورد در خانه ماندن سیاحان چینایی ابراز نموده است. طبق گفته های VisitBritain در 12 ماه تا سپتمبر 2019، به تعداد 415000 بازید از چین به انگلیس وجود داشته است. مسافران چینی نیز بطور اوسط سه برابر بیشتر برای بازدید از انگلیس یعنی هر کدام 1680 پوند مصرف میکرده اند.

خریداری کمتر مشتریان:

ترس از ویروس و توصیه های دولت برای ماندن در خانه، تأثیراتی مخربی را بالای رستوانت ها و هوتل ها گذاشته است.

کاهش فعالیت های فابریکات در چین:

در چین، جاییکه برای اولین بار کرونا ویرس ظاهر شد، تولید صنعتی، فروش و سرمایه گذاری همه در دو ماه اول سال در مقایسه به مدت مشابه در سال 2019، کاهش یافت. چین یک بر سوم تولیدات را در سطح جهان تشکیل میدهد و بزرگترین صادرکننده کالا در جهان است. رکود صنعتی چین حتی از فضاء قابل مشاهده است. نظر به ادعای ناسا، ماهواره های کنترل آلودگی کاهش قابل توجهی از نایتروجن دی اکسید را در سراسر کشور مشاهده نموده است. شواهد نشان میدهد که حالت پیش آمده حد اقل تا حدی به دلیل رکود اقتصادی ناشی از شیوع بیماری است. محدودیت ها، روی زنجیرۀ تأمین شرکت های بزرگ مانند تولید کننده تجهیزات صنعتی JCB و تولید کننده موترهای Nisan تأثیر گذاشته است. فروشگاه ها و نمایندگی های فروش موتر همه از کاهش تقاضا خبر داده اند. به عنوان مثال فروش موترهای چینایی در نیمه اول فبروری، 92 فیصد کاهش یافته است. سایر تولیدکنندگان موتر مانند Tesla ویا Geely در حالیکه مشتریان شان از نمایش گاهایشان دور هستند اکنون بصورت آنلان موتر میفروشند.

حتی سرمایه گذاری های مصؤنتر نیز آسیب دیده اند:

وقتی یک بحران رخ میدهد، سرمایه گذاران اغلب سرمایه گذاری های کم خطر را انتخاب میکنند. در مواقع عدم اطمینان، طلا بطور سنتی "سرپناۀ امن" برای سرمایه گذاران محسوب میگردد. تا ماۀ مارچ قیمت طلا افزایش یافت، اما اکنون، در حالیکه سرمایه گذاران بطور فزاینده ای از رکود جهانی وحشت دارند، حتی قیمت طلا سقوط کرده است.

سقوط قیمت نفت:

به همین ترتیب، نفت به پایینترین سطح قیمت خود بعد از جون 2001 رسیده است سرمایه گذاران هراس دارند که گسترش جهانی ویروس بیشتر ازین به اقتصاد جهانی و تقاضای نفت آسیب برساند. قیمت نفت از قبل نیز تحت تأثیر نزاع میان اعضای OPEC و روسیه بود و ویروس کرونا قیمت آنرا بیشتر کاهش داد.

رکود رشد اقتصادی:

اگر اقتصاد در حال رشد باشد، این به معنای ثروت بیشتر و مشاغل جدید است که با مشاهدۀ تغییرات فیصدی در تولید ناخالص داخلی ویا ارزش کالاها و خدماتی که بطور معمول طی سه ما ویا یکسال تولید میگردد، اندازه گیری میشود. بر اساس اعلامیۀ مؤسسه همکاری و انکشاف اقتصادی (OECD)، امسال اقتصاد جهانی از اثر شیوع ویروس کرونا، به پایینترین نرخ رشد خود بعد از سال 2009 خواهد رسید. انستیتوت Think Tank رشد 2.4 فیصد را در سال 2020 که پاینتر از رشد 2.9 فیصد در نوامبر است، پیش بینی نموده اند. همچنان گفته است که در صورت شیوع طولانیتر و شدیدتر، رشد را به نصف یعنی 1.5 فیصد در 2020 میتواند کاهش دهد، زیرا فابریکات فعالیت های خود را متوقف میکنند و کارگران بخاطر مهار ویروس کرونا در خانه میمانند.

نویسندگان: لورا جونس، دیوید بروون و دانییل پلمبو

منبع: سایت انگلیسی بی بی سی، 20 مارچ 2020

مترجم: محمد احسان صادق محصل مقطع دکترا

23 مارچ 2020 سمسون ترکیه

آیا کنترل قیمت راه حل است؟

بستن بعضی از دکاکین در شهرهای مزارشریف و شبرغان بخاطر گران فروشی در پی بروز پاندمی کرونا راه حل نیست.

آنچه که محصلین اقتصاد در سال اول دانشگاه میآموزند اینست که انتظارات از آینده از جمله پنج عامل (ترجیحات، تعداد مستهلکین، قیمت کالاهای مرتبط، و عاید) است که موجب افزایش ویا کاهش تقاضا میگردد و افزایش تقاضا بر یک نوع کالا در صورتیکه عرضه آن ثابت باشد باعث افزایش قیمت آن میگردد. این امر طبیعی میکانیزم بازار است نه تقصیر فروشنده ها. بستن دکان ها موجب افزایش بیشتر قیمت ها گردیده و بازار سیاه را بوجود میاورد. بناعن در همچون یک حالت دولت ها بجای کنترل قیمت ها، عرضه را افزایش میدهند که طور خودکار (نامریی) موجب کاهش قیمت میگردد. در شرایط کنونی یک تعداد متشبثین مانند شرکت (بشیر نوید گروپ) با عرضه سیار مواد خوراکی اولیه در یکتعداد شهرها، بخشی از وظیفه دولت را انجام میدهند، بر علاوه، باعث بازاریابی شرکت مذکور نیز میگردد.

خلاصه: کنترول قیمت در همچون حالت خلاف پرنسیب اقتصاد بازار است و نتیجه نمیدهد، در عوض عرضه را افزایش دهید.

بااحترام

پوهنمل محمد احسان صادق

کشورهای مختلف کدام کارها را جهت بطی سازی شیوع کروناویروس (کووید19) انجام میدهند؟

این مقاله امروز (14 مارچ) در صفحه World Economic Forum نشر گردید، اینک جهت استفادۀ علاقه مندان، به زبان فارسی ترجمه نمودم.

بیماری عفونی کروناویروس ویا کووید 19 تا اکنون به بیشتر از 100 کشور جهان حدود 130000 تن را مصاب ساخته است و موجب مرگ بیشتر از 5000 تن گردیده است. این بیماری توسط سازمان صحی جهان (WHO) بعنوان بیماری همه گیر (pandemic) شناخته شده است. اما توصیف آن بعنوان یک بیماری همه گیر، سعی و تلاش سازمان صحی جهان و کشورها را در برابر این بیماری تغییر نمیدهد.

# قرنطینه:

ایتالیا که بیشترین تعداد موارد کرونا ویروس را پس از چین دارد، اقدامات اضطراری خود را تمدید کرده است. محدودیت های سفر در سراسر کشور وجود دارد و همه مغازه ها، غیر از فروشگاه های مواد غذایی و دواخانه ها بسته اند. بسیاری از کشورهای اروپایی دیگر، مکاتب و پوهنتون ها را تعطیل کرده و از مردم خواستند در صورت ممکن از خانه کار کنند و اجتماعات گسترده را ممنوع اعلام کردند. رئیس جمهور فرانسه امانوئل ماکرون گفت که این کشور طی یک قرن با بدترین بحران عمومی صحی روبرو بوده و از 16 مارچ اقداماتی از جمله تعطیل مکاتب و دانشگاه ها را اعلام کرد. صدراعظم آلمان آنگلا مرکل، در یک کنفرانس مطبوعاتی در تاریخ 11 مارچ اظهار داشت: 60 الی 70 فیصد از مردم امکان دارد به بیماری COVID-19 مصاب گردند. وی از مردم خواست تا از اجتماعات بزرگ خودداری كنند، او گفت كه هیچ نیازی برای بستن مرزهای آلمان وجود ندارد زیرا ویروس "از قبل داخل کشور" شده است. تا اکنون، کشور انگلستان هیچ گونه اقدامی برای محدود کردن حرکت مردم انجام نداده است، اگرچه تجمع گسترده می تواند از هفته آینده ممنوع باشد. نخست وزیر بوریس جانسون در یک کنفرانس خبری گفت: "این امر گسترش بیشتری خواهد یافت." و ناگذیر باید گفت که بسیاری از خانواده ها، اعضاء و نزدیکان خود را پیش از وفت از دست خواهند داد.

# وضعیت در چین در حال بهبود است:

در ماه جنوری، واهان که دارای بیش از 11 میلیون نفر جمعیت است، اولین شهری بود که به بن بست رسید، سفر با اتوبوس ها ، قطارها و پروازهای خارج از شهر لغو شد. این محدودیت ها به سایر شهرها از جمله ایالت هوبی نیز گسترش یافت و یک منطقه قرنطینه عظیم حدود 50 میلیون نفر را ایجاد کرد. در 11 مارچ، به برخی از صنایع مهم واهان گفته شد که می توانند یک روز پس از بازدید رئیس جمهور چین برای اولین بار از زمان شروع شیوع، فعالیت های خود را از سر بگیرند. در 13 مارچ، فقط 5 مورد جدید در واهان گزارش شده است و در سایر نقاط چین هیچ آلودگی محلی گزارش نشده است.

# بستن مرزها:

رئیس جمهور آمریکا با اعلام ممنوعیت سفر از منطقه شینگن اتحادیه اروپا آغاز از 13 مارچ متحدین اروپایی خود را متحیر ساخت. توافقنامه شینگن اروپا نیز مورد تهدید قرار گرفته است. در 13 مارچ، اسلواکی، مالته و جمهوری چک اعلام کردند که مرزهای خود را با کشورهای عضو اتحادیه اروپا در تلاش برای مهار و شیوع این بیماری بسته خواهند کرد. سوئیس، نه تنها عضو اتحادیه اروپا بلکه بخشی از توافق نامه است، کنترل مرزها را با همسایگانش سخت تر کرده است. نیوزلند هنوز سخت ترین محدودیت های جهان را اعلام کرده است. نخست وزیر ژاكیندا آردن گفت كسی كه وارد كشور می شود، باید 14 روز خود را قرنطینه کند. هنگ کنگ محدودیت های سفر خود را افزایش داد. از روز جمعه 13 مارچ، تمام ورودی های ایتالیا و بخش هایی از فرانسه، آلمان و جاپان قرار است به مدت 14 روز تحت قرنطینه اجباری قرار گیرند. هند خود را برای یک ماه قرنطینه نموده و ورود مقامات سازمان ملل و دیگر دیپلمات ها را نیز محدود می کند. استرالیا ورود هر کسی را از سرزمین های اصلی (چین، کوریا، ایران و ایتالیا) ممنوع کرده است. رئیس صحت عامه پرجمعیت ترین ایالت استرالیا، نیو ساوت ولز ، گفت كه مدل ها پیشنهاد می كنند كه 5٪ از جمعیت ایالت حدود 350000 به دلیل كرونا ویروس نیاز به درمان و مراقبت صحی دارند.

# برگذاری روز ملی دعا در امریکا (خارج از متن این مقاله):

رئیس جمهور ایالات متحده امریکا روز یکشنبه 15 مارچ را روز ملی دعا برای حفاظت در مقابل کروناویروس اعلان کرد.

# تعطیل مکاتب و دانشگاه ها در ترکیه ( خارج از متن این مقاله):

آغاز از 16 مارچ مکاتب در ترکیه برای یک هفته و دانشگاه ها برای مدت سه هفته تعطیل گردید همچنان امکان دارد بعد از یک هفته تعطیل، دروس مکاتب طور آنلان و از راه دور آغاز گردد.

# در کشور خود ما افغانستان چی میگذرد؟ (خارج از متن این مقاله):

مکاتب و دانشگاه ها در افغانستان با یک ماه تأخیر (30 حمل) آغاز میگردند. مراسم جشن نوروز که هر ساله در شهرمزارشریف برگذار میگردید لغو شد. این در حالیست که تعداد مبتلایان به ویروس کرونا در افغانستان به 11 تن رسیده است و عودت افغانهای مقیم ایران به کشور افزایش چشمگیری داشته است.

منبع: World Economic Forum

ترجمه: محمد احسان صادق.

مصیبت منابع ویا نفرین منابع

مصیبت منابع ویا (Resource Curse) یکی از پارادوکس های اقتصاد انرژی است که براساس آن کشورهای غنی از منابع طبیعی (نفت، منرال، گاز و...) دارای رشد پایینتری اقتصادی و شرایط بدتری دموکراسی نسبت به کشورهای فقیر از منابع طبیعی، میباشند. این پدیده در بسیاری از کشورهای دارای نفت به دلایل همچون: فساد، اتکاء، مافیا و ... به اثبات رسیده و محدود کشورهای مانند: کانادا، عربستان سعودی و ایالات متحده امریکا) توانستند از وقوع "مصیبت منابع" جلوگیری کنند. یکی از راه حل ها جهت جلوگیری ازین پدیده مصرف مجدد عواید حاصله از منابع، بالای سکتور عامه بوده که با ایجاد یک صندوق جداگانه و نظارت دقیق امکان پذیر است. با توجه به اینکه کشور ما افغانستان نیز، غنی از لحاظ منابع طبیعی و معدنی میباشد، استخراج منابع مذکور میتواند موجب بروز پدیدۀ "نفرین منابع" گردد، ازینرو لازم است تا سنجش و اقدامات لازمی قبل از استخراج منابع مذکور، روی دست گرفته شود. 

بااحترام

احسان صادق

در مورد یکی از معلمان پیشگام ولایت بلخ

استاد حبیبه "صادق حبیبی" در امتداد کاروان پُربار معارف کشور، یکتن از معلمان مجرب، فعال و پرتلاش ولایت بلخ محسوب میشود.

استاد حبیبه فرزند شاد روان حاجی محمد صادق "قناد" متولد سال 1339 در ولسوالی آقچه ولایت جوزجان بوده و در سال 1360 از لیسه نسوان آقچه بدرجه اعلی فارغ گردیده است. بعد از فراغت از مکتب ابتداء مدت کوتاهی بحیث مامور در مستوفیت ولایت جوزجان و سپس نظر به عشق و علاقه اش به مسلک مقدس معلمی، در سال 1361 هجری خورشیدی رسماً در چوکات وزارت جلیله معارف بحیث معلم آغاز به کار نموده است. استاد حبیبه در جریان تدریس، طور داخل خدمت شامل دارالمعلمین عالی ولایت بلخ گردیده و در سال 1365 بعد از دو سال بدرجه 14 پاس ویا فوق بکلوریا فارغ التحصیل گردیده است. موصوفه مدت 15 سال (1361 الی 1376) عمر خویشرا در مکاتب مختلف ولایت بلخ از جمله لیسه مولانا جلال الدین محمد بلخی و لیسه فاطمه بلخی صرف آموزش اولاد وطن بخصوص دختران نموده و بعد از تسلط گروۀ طالبان در ولایت بلخ، مانند سایر معلمین و متعلمین اناث، خانه نشین میشود، اما برای اینکه متعلمین بویژه دختران از نعمت تعلیم و تربیه بی بهره نمانند، در منزل خویش آموزشگاهی را تحت عنوان (آموزشگاه صادق) ایجاد نموده و مدت تقریباً چهار سال (1376 الی 1379) طور خصوصی در خدمت معارف کشور بوده است. الی اینکه از اثر تهدید طالبان و آینده تحصیلی فرزندان، مانند تعداد زیادی از هموطنان ما، ترک وطن نموده، مدتی در پاکستان و بعداً نیز به اروپا مهاجرت میکند. استاد حبیبه اکنون یکجا با خانواده اش در کشور فنلند زندگی مینمایید و در آنجا نیز دور از عرصه آموزش نمانده، بلکه بعد از فراگیری زبان فنلندی، مدت دو سال در رشته Assistant Teacher ویا همکار معلم با کمال متانت و حوصله مندی تحصیل مینمایید. وی آغاز از سال 2011 مدت 10 سال میشود در یکی از مکاتب فنلند، بگونه رسمی بحیث معاون معلم مشغول تدریس و آموزش میباشد.

استاد حبیبه از نظر شخصیتی، انسان مستعد، ساعی، با احساس در قبال مردم خود و متعهد در برابر عقاید و باورهای دینی و ملی خویش میباشد. تنویر اذهان جوانان بویژه دختران و تشویق آنان در راستای آموزش و پرورش از اهداف مخلصانه وی در تمام حیات پُر بارش بوده و میباشد. موصوفه چه در ادوار تحصیلی و چه هم در عرصه کاری بارها بعنوان متعلم ممتاز و معلم ممتاز مورد تمجید و تحسین قرار گرفته و مفتخر به دریافت تقدیرنامه های متعدد و همچنان مدال فدا کاری گردیده است.

علاوه بر دستاوردهای تحصیلی و کاری، وی در جریان متعلمی مدت سه سال (1357 الی 1359) بخاطر روشنایی اذهان زنان و دختران، بحیث منشی زنان ولسوالی آقچه در چوکات حزب دموکراتیک خلق افغانستان فعالیت حزبی نموده است. 

استاد حبیبه تلاش فراوان در قسمت تحصیلات فرزندان خویش نموده است، طوریکه چهار فرزند اش بحیث داکتران و یک فرزند اش بحیث معاون داکتر مشغول کار در سکتور طبابت بوده و یک فرزند اش نیز محصل فاکولته طب میباشد.   

در اخیر برای تمام خدمتگذاران، رهگشایان و رهروان کاروان معارف کشور منجمله استاد حبیبه، طول عمر، صحت و سلامتی آرزو میکنیم.

باحترام

پوهنمل محمد احسان صادق