کابل دارای منابع آبهای روی زمینی و زیرزمینی ست که بر سیر تاریخی این شهر اثر فراوان گذاشته اند. چنانکه استفادهٔ عنعنوی از منابع آب که در گذشته با همآهنگی با طبیعت و مدیریت سالم این منابع صورت می گرفت، کابل را نه تنها به یک شهر زیبا، بلکه به حیث مرکز پیداوار زراعتی، تجارت و فرهنگِ منطقه نیز تبدیل کرده بود.
ظهیر الدین محمد بابر در قرن 16 میلادی، تحول بزرگ و مثبتی را در جهت مدیریت منابع آب کابل به میان آورد که نه تنها بر سرسبزی و خوشنمائی این شهر افزود، بلکه روی رشد زراعت و مالداری و باغداری و اهمیت تاریخی و استراتیژیک آن نیز افزود. این روند در عصر فرخندهٔ امانی رونق تازه گرفت و تا سالهای قبل از تجاوز شوروی سابق بر افغانستان جریان داشت.
"کابل نظر به موقعیت و مکان خویش از ابتدا مرکز تجارت دو منطقهٔ عظیم آسیا یعنی هندوستان و ترکستان بوده و به قول هیرودوت مؤرخ یونانی، مال التجاره کابل در تمام بازار های یونان و روم مشتری داشته است."(1) کوروش در سال 550 قبل از میلاد و اسکندر مقدونی در سال 327 قبل از میلاد از این شهر عبور کرده اند.
"تحقیقات باستان شناسان فرانسوی روی سکه های نقره ئی و طلائی که حین حفر یک کُول در چمن حضوری کابل در داخل یک کوزه یافت شده، نشان می دهند که کابل در قرون دوم و سوم قبل از میلاد (عصر یونانو باختری)، مرکز مهم تجارتی بوده و سکه های نقره ئی و طلائی امپراتوران و قدرتهای بزرگ شرق و غرب در کابلِ آنوقت مورد چلند و داد و ستد قرار داشت."(2)
بالاحصار کابل در اولین سدهٔ بعد از میلاد به صورت دُژ دفاعی به وجود آمده. چنانکه آثار متعدد بودائی، منجمله معبد "چکری" نشان می دهند، کابل در عصر کوشانیها مرکز فرهنگ بودائی گردید. این شهر در سال 987 در عصر غزنویان توسعه پیدا کرد، در عصر مغلان در سال 1504 به حیث پایتخت شناخته شد و در عصر تیموریان توسعهٔ فراوان یافت.
شاهان، امیران و شهزادگان تیموری همه زیبا پسند و عشرت منش بوده، دست به اعمار باغ های زینتی بی نظیر، قصرهای با شکوه و مجلل، کاروان سرایها، بازارهای سرپوشیده، قلعه ها، بالاحصارها، مساجد، مدارس، مقابر، حمامها، یخدانها، تختهای شراب نوشی سنگی و بناهای یادگاری در فراز کوهها و رشد و انکشاف عرصه های دیگر هنری و کلتوری می زدند. از همه مهمتر باغسازی و باغداری به قسم یک عنعنه در میان شاهان، امیران و شهزادگان تیموری رائج بود؛ هر کدام اینها در زمان حیات خود چندین باغ زینتی احداث می کردند؛ برخی از آنها یکی از همین باغهای ساختهٔ خود را پس از مرگ برای مدفون کردن جسد شان انتخاب می نمودند."(3)
اساس خطوط عمدهٔ شهر امروز کابل در عصر ظهیرالدین محمد بابر گذاشته شد و شگوفائی های زیادی را پشت سر نهاد. کابل در واقع به حیث مرکز اداری و مرکز آماده گیری برای لشکرکشیها جانب هندوستان، پیوسته رونق تازه می یافت. بابر در شهر کابل اساس هفت باغ بزرگ را نهاد، مثل باغ بابر شاه، باغ الم گنج، باغ شهر آرا، باغ جهان آرا، باغ علی مردان، باغ عمومی و غیره که پسانتر حوضهای آب هم در آنها ساخته شد و همه از آب رودخانهٔ کابل فیض می بردند.
در مجموع در ولایت کابل حدود "صد هزار" (3) باغ خرد و بزرگ وجود داشت که نشانه ای از فراوانی و مدیریت خوب آب می باشد. از آنجمله باغ لطیف در حومهٔ کول حشمت خان جای مسابقات پهلوانی و محل تجمع عیاران کابل بود.
جالب توجه است که با وجود آنکه قلمرو بابر شاه از هندوستان تا روسیه می رسید، او علاقه مند بود در کابل اقامت کند و هم در آنجا دفن شود. تاریخ نویس شهیر کشور استاد احمد علی کهزاد در اثر گرانبهای خود از یاداشتهای بابر و دخترش گلبدن بیگم نقل قول کرده و می نویسد: "علاقه بابر به کابل به عشق رسیده بود و تا آخر عمر که صاحب امپراتوری عظیمی شد، کابل را به هیچ یک از پسران و دختران و بستگان خود، حتی به اسم، هم نداد و آنرا خالصهٔ خویش باقی گذاشت."(3)
بابرشاه کابل را بهشت روی زمین و فردوس برین می نامید و به کابل دل داد، عاشق و شیدای کابل و کابل زمین شد.
عامل عمدهٔ این علاقه مندی بابر به کابل، زیبائی، شادابی، طراوت و آب و هوای خوشگوار این شهر بود. "بابر از گلهای رنگارنگ و 33 نوع لالهٔ وحشی کابل، از ارغوان زارها و چشمه سارانِ کوههای کابل، پغمان، استالف، استرغچ، خواجه سیاران، بهزادی، خواجه خان سعید، از دند سرسبز و شاداب چهاردهی کابل و کُول دامنهٔ شهدای صالحین فعلی (کول حشمت خان) که با کشتی از آن می گذشت و به ارگ، یعنی همین بالاحصار موجودهٔ کابل، می برآمد، ذکر ها دارد که همه خیال انگیز و رویایی می نماید." (2) این همه طراوت و تازگی، سرسبزی و شادابی کابل بر می گردد به برنامه های عمرانی و توسعه وی که بابر شاه اساس آنرا گذاشت و در عرض سده ها انکشاف کرده بود.
تیمور شاه ابدالی در سال 1773 بار دیگر کابل را به حیث پایتخت کشور انتخاب کرد. علاوه بر این کابل از دیر زمانی مرکز تجارتی بین اقوام اروپایی و آسیای مرکزی به حیث نقطهٔ تلاقی به جانب هند شناخته شده بود. انگلیس ها در تجاوز سال 1839 بر افغانستان کابل را تسخیر کرده و در سال 1842 به خاطر انتقام، بخشهایی از آن شهر زیبا را آتش زدند.
در عصر امیر شیرعلی خان فعالیت های گسترده عمرانی در کابل آغاز گردید. در دورهٔ امیر عبدالرحمان خان در سالهای دههٔ 1880 کابل بنا بر پروگرام انگلیسها به حیث مرکز تجارتی و سوق الجیشی در چهار مرحله آباد شد. امیر حبیب الله خان پلانهای عمرانی کابل را توسعه داده و شاه امان الله خان آنرا گسترده تر انکشاف بخشید. شاه امان الله خان در نظر داشت آن شهر زیبا را زیبا تر و صنعتی بسازد، چنانکه پلانهای بنیادی طرح کرده سرک هائی مثل سرک دارالامان را آباد و ماستر پلان شهر کابل را روی دست گرفته، آب نوشیدنی را از پغمان به کابل رساند. ولی افسوس که آن پادشاه ترقیخواه به دسیسهٔ انگلیس و به کمک ملاهای داخلی، مجبور به ترک وطن گردید.
استفاده از منابع آب در زمان بابر شاه:
برای رفع مشکل آب، مخصوصاً در تابستانها، از زمانه های دور کوشش شده که با وسایل ابتدائی، سد های آبگردان اعمار نمایند، و این شیوه ایست که در عصر زمامداری بابر شاه در کابل رونق فراوان یافت و در سده های اخیر انکشاف بیشتر کرد. با بند کردن مسیر رودخانه، سطح آب رودخانه را بالا برده و آنرا در جویها رهنمائی می کنند. این جویها در موازات با دامنهٔ کوهها با میلان کمتر از مَیل رودخانه کشیده شده، دهها کیلومتر ادامه یافته و امکانات آبیاری زمین هائی را که بالاتر از سطح رودخانه قرار دارند، مهیا می سازند. این سیستم آبیاری چنان ماهرانه به کار رفته که به صورت تقریبی سراسر حوزهٔ فروافتادهٔ مرکز کابل توسط رودخانه های کابل، پغمان و لوگر تحت آبیاری قرار گرفته بود. تنها در بالای رودخانهٔ کابل همه ساله دهها بند کوچک و ابتدائی ساخته می شده که آب رودخانه را به مناطق دور و نزدیکِ دو طرفهٔ رودخانه می رساندند.
در اینجا لازم است تذکری از "بالاجوی" داده شود که از منطقهٔ تنگی سیدان در نواحی جنوبغرب کابل از رودخانهٔ کابل منبع می گرفت و قسماً به موازات این رودخانه، مناطق وسیعی را در قلعهٔ فتوح، چهلستون، قلعهٔ غیبی، واصل آباد تا باغ بابر آبیاری کرده از نواحی چنداول و شهر کهنهٔ کابل گذشته و به بالا حصار کابل می رسید. "بالاجوی" کابل که بعد از آبیاری باغستان های شهر کهنه و بالا حصار به کول حشمت خان می ریخت، بالخاصه در زمستانها ذخایر آب این کول را بالا می برد.
جالب توجه است که کابل قدیم تا حدودی توسط "بالاجوی" آبیاری می شد، چنانکه در مناطق دور و بر سینمای پامیر ترکاری کشت می شد. از همین روست که شفاخانهٔ ابن سینا را به نام "شفاخانهٔ گندنا" یاد می کردند که در مزرعه گندنه اعمار گردیده.
همچنان "پایان جوی" که به موازات با "بالاجوی" و در فاصلهٔ چند صد متری در ارتفاع پائینتر آن جریان داشت، نقش ارزنده ای را در سرسبزی کابل ایفا می کرد. همین طور در سمت غرب رودخانهٔ کابل در منطقه چهاردهی جویهای متعددی کشیده شده بود که تا نواحی علاءالدین، قلعهٔ وزیر و گلخانه، همهٔ مناطق را آبیاری می کردند.
“علاوه بر این، از داخل شهر در نواحی دهمزنگ، چندین جوی مانند جوی شیر، نهر درسن، جوی هندو و غیره کشیده شده بود که چمنها و باغهای شهر را آبیاری می کردند. "جوی هندو" از حصهٔ "نوآبادِ دهمزنگ"، ساحهٔ شرقی "نخاس ده افغانان"، "سرآسیاب" و "بالاکوهِ ده افغانان" در دامنهٔ کوهٔ آسمائی به طرف "شهرآرای" امروزی می گذشت. جوی شیر در خط زیرین جوی هندو از حصهٔ "نخاس ده افغانان" و "سرآسیاب ده افغانان" می گذشت که در حصهٔ "سرآسیاب ده افغانان" به داخل یک تالابِ بزرگی که بنام "حوض مرغابیها" مسمی بود، ذخیره و از آنجا به بعد آب آن به چند شاخه جدا می شد؛ شاخه های آن شهرآرای فعلی، قلعهٔ موسی، چهار قلعهٔ وزیرآباد، بی بی مهرو، یکه توت و ده یحیی را آبیاری می کرد. "حوض مرغابیها" اکنون در ساحهٔ که عمارات "پارک هوتل" و "هوتل پلازا" ساخته شده اند، در زیر سرک عمومی در آورده شده است." (2)
در منطقهٔ اندرابی بستر رودخانه را یک بند بسته می کرد که به نام بند "ناظر صفر" یاد می شد و تا نواحی بی بی مهرو، کلوپ عسکری و میدان هوائی آب می رساند.
از منطقهٔ پل محمود خان همچنان جوئی به سمت شش درک کشیده شده بود. احتمال دارد که این منطقه به خاطر آن به این نام مسمی شده باشد که این جوی در آن محل به شش بخش (درک) تقسیم می شده است. جویهائی که از رودخانهٔ کابل منبع می گرفتند، سراسر کابل را به باغستانها، تاکستانها و مزارع سبز و شاداب تبدیل کرده بودند.
آب رودخانهٔ پغمان در مناطق فاضل بیگ، قلعهٔ جمادار، اُنچی باغبانان، مهتاب قلعه، قلعهٔ واحد تا گذرگاه به مصرف می رسید.
سیستم آبیاری که بالای رودخانهٔ لوگر ساخته می شده، هم به عین ترتیبِ رودخانهٔ کابل بود. زیبائیها و شادابیهای مناطق سهاک، شیوکی، ده یعقوب، کمری و غیره محصول همین سیستم آبیاری بالای رودخانهٔ لوگر بود. از رودخانهٔ لوگر دو جوی از حصهٔ "سنگ نوشته" آب می گرفت که از جنوب به طرف شمال جریان داشت و به داخل شهر کابل میرسید:
یکی آن به نام "جوی پادشاهی" یاد می شد و مناطق "ولایتی"، "بینی حصار"، "قلعچه"، "خـُمدان"، "زنده بانان" و "چمن حضوری" را آب داده، در حصهٔ پل محمود خان به رودخانهٔ کابل میریخت. در قسمتهای چمن حضوری و مقابل بالاحصار، امتداد این جوی را به نام "جوی پل مستان" یاد می نمودند. در منطقهٔ دروازهٔ لاهوری، نزدیک "منار نجات" شاخه ای از این جوی جدا شده و تا کولهای چمن حضوری می رسید. در داخل این کول جزیرهٔ کوچکی ساخته شده بود که تا قبل از کودتای ثور در ایام جشن استقلال از روی این جزیره به داخل این کول آتش بازی صورت می گرفت.
جوی دومی که از رودخانهٔ لوگر جدا می شد، به طرف "سهاک"، "شیوکی" و "بتخاک" امتداد می یافت که تا کنون آباد و فعال است.
"البته قُدمت این دو جوی نیز به ادوار قبل از اسلام میرسد که شیوکی یکی از ساحات مهم مذهبی هندوئی و بودائی کابل بود."(2)
از آب جویهائی که از رودخانه های کابل، پغمان و لوگر منبع می گرفتند، برای نوشیدن نیز استفاده می شد و مردان در آن غسل کرده و وضو می گرفتند و کودکان در آن آببازی می نمودند. حیواناتِ مردم نیز در این جویها آب می خوردند.
در هر حال، این جویها توسط آبی که از بستر آنها نفوذ کرده و فلتر می شد، باعث تقویت آبهای زیرزمینی گردیده و تعادل طبیعی را بین آبهای روی زمینی و زیرزمینی بر قرار می کردند. نیاکان ما از قبل به موضوع ضیاع آب از طریق تبخیر پی برده و چاره ای سنجیده بودند. به طور مثال از قدیم الایام در دو طرفهٔ جویها درخت توت می نشاندند تا از یک جانب دو طرف جویها را استحکام بخشند و مانع ضیاع آب گردند، از جانب دیگر با انداختن سایه از تبخیر آب جوی جلو گیری گردد.
اعمار بند شاه توت در غرب کابل:
به تاریخ 25 نوامبر 2020 از طریق رسانه ها مختصراً اعلان شد که بند "شاه توت" در منطقهٔ "تنگی سیدان"، در جنوبغرب کابل، به کمک هندوستان اعمار می گردد. موافقتنامهٔ ساخت این بند میان وزیران خارجه هند و افغانستان به طور مجازی و از طریق یک ویدیو کنفرانس به تاریخ 9 فبروری 2021 امضا شد. مصارف این بند که 92 متر بلندی و 60 متر عرض دارد و 146 میلیون متر مکعب آب را ذخیره می کند به 286 میلیون دالر بالغ می گردد که طی 6 سال آینده تکمیل خواهد شد. این سد پنج کانال برای آبیاری خواهد داشت و از یک کانال آن برای حدود دو میلیون نفر آب آشامیدنی تهیه می گردد. با کانالهای آبیاری این بند، شبکه های آبیاری زمان بابر شاه احیاء می گردد و کابل سرسبزی و شادابی خود را باز خواهد یافت.
"تنگی سیدان" در قسمت جنوبغرب کابل قرار داشته و انجام درهٔ باریک اُنی است که از دامنه های غرب کوههای پغمان و جلگه های جنوبی کوه بابا در شمالِ "کوه قلندر" آغاز گردیده، بعد از گذر از منطقهٔ "سیاه خاک" و کوتهٔ عشرو از منطقهٔ "پل سرخ" در غرب میدانشهر در یک منحنی به تنگی للندر (لعل اندر) رسیده به حوزهٔ فروافتادهٔ مرکز کابل می رسد. کمترین عرض این دره در منطقهٔ "شاه توت" که در جنوبشرق "تنگی سیدان" قرار دارد، سنجش شده. منطقهٔ "شاه توت" در بین شاخه هائی از سلسله های "سیاه کوه" و "کوه خواجه گلیاران" در جنوب و "کوه سنگ ریخته" و "کوه برج سرخ" در شمال احاطه گردیده و امکانات اعمار یک بند آبگردان را به خوبی آماده کرده. منطقهٔ "شاه توت" نسبت به حوزهٔ فروافتادهٔ کابل دارای ارتفاع بیشتر بوده و با استفاده از این سرکوب طبیعی امکان آن موجود است تا به بخشهای وسیع حوزهٔ فروافتادهٔ کابل آب رسانده شود. ازین سرکوب در عرض صدها سال، مخصوصاً در زمان سلطنت بابر شاه و بعد از آن استفاده شده و جویهای متعددی در دو طرفهٔ رودخانهٔ کابل تا مرکز شهر و حتی بالاحصار و بی بی مهرو کشیده شده بود. همچنین کمی بالاتر ازین سرکوب، در جویهای دیگری آب جانب چهارآسیاب و خیرآباد جریان داشت. شبکه های آبیاری فوق الذکر باعث سرسبزی، طراوت و تولیدات غله ها و میوه ها در کابل گردیده بود. با اعمار این بند شبکهٔ آب رسانی کابل که بابر شاه اساس آنرا گذاشته بود، از نو احیاء می گردد. به قول عوام "در جوئی که آب رفته، بار دیگر آب می رود."
نـویسنده: دکتور عبدالحنان روستائی، آلمان 14 فبروری 2021
منابع:
میر غلام محمد غبار، ”جغرافیای تاریخی"، ص 23
محمد اکبر امینی، ظهیرالدین محمد بابر و یادی از کابل (https://bit.ly/2MyQKAy)
احمد علی کهزاد، بالااحصار کابل و پیش آمدهای تاریخی، ص 72
Gebauer, M. & Hoelzgen, J. (2008): Luftverschmutzung am Hindukusch, Kabul erstickt an seinem Dreck. Spiegel Online, 07.04.2008