در پی سقوط حکومت محمد اشرف غنی بدست گروه طالبان
باید اعتراف کرد:
دولت جمهوری اسلامی افغانستان، به عوض بسیج مردم و تقویت روحیه ملی، بخش اعظم انرژی و امکانات خود را خرج تضعیف مخالفین سیاسی اش کرد. بجای ملت به قوای خارجی اتکاء نمود و حلقه جمهوریت را به چند شخص کم تجربه محدود ساخت. اکثر کارمندان دولت نیز در تمام سطوح غرق در فساد شدند.
رهبران مجاهدین، به عوض سنجش تدبیر برای چنین روزی، مشغول زر اندوزی شدند و بخاطر کسب امتیاز و مقام همواره با دولت درگیر بودند و از احساسات پاک پیروان شان استفاده ابزاری نمودند.
ملت افغانستان، به عوض تبدیل شدن به یک کتله کلان و تقویت منافع ملی به اقوام تقسیم شدند و هر قوم در صدد تفوق جوئی قوم خود و تحقیر سایرین مبادرت ورزید.
در نتیجه: همه یکسان باختیم.
خارجی ها، بخاطر منافع خود آمده بودند و بخاطر منافع خود رفتند.
گروه طالبان، از ضعف های ذکر شده استفاده اعظمی نموده و تا اینجا رسیدند. و اگر این گروه نیز به فرمایش کشورهای منطقه مانند حکومت قبلی شان در صدد ایجاد یک دولت مستبد و از آن طریق تحقیر و سرکوب خواسته های ملت باشند، روزی محکوم به شکست خواهند بود. تاریخ هم شاهد و هم قاضی است.
تسلط بالای یک کشور و سقوط یک دولت ممکن از طریق جنگ و غلبه نظامی ممکن باشد، اما تشکیل یک نظام جدید، نیازمند تدبیر اقتصادی مبتنی بر عصر است تا چرخه فعالیت های روزمره اجتماعی و اقتصادی به چرخش بی افتد. نظر به سالنامه ۲۰۲۰ اداره مرکزی احصائیه، تعداد مجموعی کارمندان دولتی افغانستان در مرز ۴۱۴۹۰۲ نفر میرسد که بخاطر تامین احتیاجات یومیه خود نیاز به معاش دارند که بعد از حاکمیت طالبان مدت سه ماه میشود پرداخت نگردیده است. طی چند سال گذشته، ملت مستضعف افغانستان وضعیت نسبتاً بهتر اقتصادی را به قیمت نا امنی تجربه کردند و قسمیکه بنظر میرسد، بعد ازین امنیت نسبی را به قیمت گرسنه گی تحمل خواهند کرد.
با حرمت
محمد احسان صادق
محمد احسان صادق متولد ولایت جوزجان افغانستان در سال 1985 میلادی هستم. مقطع لیسانس تحصیلات خویشرا در دنشگاه بلخ و مقطع ماستری خویشرا در دانشگاه رور بوخوم کشور آلمان تکمیل نمودم.