مروری بر فعالیت های اقتصادی در تاریخ معاصر افغانستان (از سال 1868 الی 2021)
کشور افغانستان جزء جغرافیای بزرگی است که تأریخ خیلی کهن داشته و تمدن های پرشکوهی را در بطن خود پرورانیده است. ازین مرزبوم امپراتوری ها زیادی عبور نموده و زمانی نیز گذرگاه جاده معروف ابریشم بوده است. نظر به یافته های باستان شناسی و منابع تأریخی، درین جغرافیا چه در عصر باستان ویا عصر شگوفایی اسلام ویا هم در عصر معاصر، فعالیت های اقتصادی از قبیل زراعت، مالداری، تجارت و صنعت در ادوار مختلف و به اشکال گوناگون وجود داشته است. اینک ارائه معلومات پیرامون تمام عصرها زمانگیر بوده بناءً درین مقاله تلاش میگردد تا نگاهی گذرای بر فعالیت های عمده اقتصادی در تاریخ معاصر افغانستان صورت گیرد. این نگرش را باید از نیمه دوم قرن 19 یعنی از زمان حاکمیت امیرشیرعلی خان، آغاز کرد، چون قبل از آن، بنابر بی ثباتی ها، فعالیت در خور تذکر از نظر اقتصادی صورت نگرفته است.
امیرشیرعلی خان را در تاریخ معاصر افغانستان، معرف تمدن جدید به کمک سید جمال الدین افغان میدانند. امیرشیرعلی خان بعد از سفر به هند بریتانیوی خیال یک افغانستان مدرن را به سر میپروراند، ازینرو او تهداب صنایع مدرن را در افغانستان پایه گذاری نموده که بارزترین مثال آن تأسیس فابریکۀ حربی ویا ماشین خانه در علم گنج کابل میباشد. در فابریکه حربی عمدتاً اسلحه از قبیل توپ، تفنگ و باروت تولید میشده است، ولی ضمناً در آنجا سکه ضرب میشده، مطبعه لیتوگرافی وجود داشته و کالاهای دیگر مانند صابون، شمع و چرم نیز تولید و به بازار کابل عرضه میگردیده است. نظر به منابع تاریخی، با گسترش فعالیت های ماشین خانه، بیشتر از صد نوع جنس مختلف النوع تولید گردیده و حدود سه هزار تن کارگر و تکنیشن در آنجا مشغول کار بوده است. تأسیس فابریکۀ حربی با توجه با امکانات همان عصر، یک دست آورد بزرگ و یک آغاز خیلی خوب از نظر اقتصادی تلقی میگردد. برعلاوه در آن زمان تولیدات زراعتی افزایش پیدا کرده و سرمایه گذاری دولتی آغاز میشود.
بعد از شیرعلی خان، امیر عبدالرحمن خان بقدرت میرسد و موصوف بخاطر تحکیم دولت مرکزی مبادرت بر سرکوب اقوام مینمایید. درین دوره فعالیت های فابریکه حربی گسترش میابد، صادرات قره قل و میوه جات خشک از قبیل پسته و بادام آغاز میشود و صنایع دستی رشد میکند. امضاء قرارداد خط دیورند توسط امیر عبدالرحمن باعث میشود تا قسمت های از خاک افغانستان از دست رفته و افغانستان مبدل به یک کشور محاط به خشکه گردد.
بترتیب، در جریان حاکمیت حبیب الله خان که از او بحیث شاه ترقی خواه یاد آوری میگردد، ضمن توجه به معارف، ساختمان های ادارات دولتی ساخته میشود، برای نخستین بار موتر و تیلفون وارد کشور میگردد، نخستین بند برق آبی در جبل السراج بکمک انگلیس ها نقشه برداری شده و کارخانۀ چرمگری و پشمینه بافی به حمایت انگلیس ها تأسیس میشود که در آنجا تمام نیازمندی های اردوی آنزمان از قبیل بالاپوش، دریشی عسکری، موزه، سلیپر تولید و به بازار عرضه میشود، همچنان درین دوره پدیدۀ ننگین غلامی مردود اعلان میشود.
سپس، امان الله خان که شاه اصلاح طلبی بود، در کنار اصلاحات اداری، فرهنگی و سیاسی مبادرت به انجام یک سلسله امور اقتصادی نیز مینمایید از قبیل: تسوید قانون تشویق صنایع، چاپ بانکنوت برای نخستین بار، تمدید حدود 7 کیلومتر خط آهن در کابل، تأسیس فابریکات ذوب آهن، روغن کشی، قند سازی، تولید عطریات و غیره. ضمناً تعرفه های گمرکی ترویج میابد و پرداخت مالیات بگونه نقدی رواج میابد، سرمایه گذاری مشترک دولتی و خصوصی صورت میگیرد، تمدید لین تلگراف و تلفن بین مرکز و ولایات کشور آغاز میگردد. جزیه بر غیرمسلمانان لغو گردیده و برای نخستین بار مخارج دولت از عواید داخلی تأمین میشود، بندهای برق در پغمان، جلالآباد و قندهار زیر کار گرفته میشود، مالکیت خصوصی تحکیم میابد و شرکت های تجارتی تنویرات، ادویه، رفقای افغان، اتحاد افغان، قمر و ضیا جرمنی تأسیس میشود. ولی متأسفانه از اثر مداخلات بیرونی و شورش های داخلی این جریان مختل میشود و انقطاع بوجود آمده موجب متلاشی شدن زنجیره فعالیت های اقتصادی که در جریان حدود 60 سال بوجود آمده بود، میگردد.
حبیب الله کلکانی که در برابر اصلاحات امان الله خان، شورش کرده بود، مدت 9 ماه زمامدار امور میشود، از نظر زمانی مدت کوتاه در اقتدار باقی میماند و فرصت برای اجرای فعالیت های اقتصادی دست نمیدهد.
نادرشاه، بعد از حبیب الله کلکانی به قدرت میرسد. در آن زمان، فعالیت های صنعتی دوباره از سر گرفته میشود، بعضی از شرکت های متعلق به دولت خصوصی میشود، بانک ملی افغان به مثابه نخستین بانک به ابتکار عبدالمجید ذابلی تأسیس گردیده و در پی آن شرکت های سهامی بوجود میاید و پوهنتون کابل تهداب گذاری میشود.
به ادامه، در جریان حاکمیت محمد ظاهر شاه فعالیت و پیشرفت های زیادی از نظر اقتصادی در چهارچوب برنامه های انکشافی درازت مدت صورت میگیرد، بگونه مثال: به حمایت تخنیکی روس ها و یک تعداد کشورهای غربی، بیشتر از 5000 تصدی خورد و بزرگ در نقاط مختلف افغانستان تأسیس میگردد که بسیاری آنها هنوزهم در شهرهای مختلف افغانستان مثل سیلوها، نساجی ها، پشمینه بافی، بوت سازی، بایسکل سازی، صابون سازی، پلاستیک سازی، خانه سازی، تولید سمنت، کود و برق، سپین زر، کاماز، افسوتر و غیره، به نظر میرسد. در آن زمان، شاهراه ها ساخته میشود، تونل ها حفر میگردد، بندهای آبگردان تأسیس میشود، استخراج معادن برای نخستین بار آغاز گردیده، سیستم مخابرات و پوست ارتقاء میابد، میدان های هوایی احداث میگردد، با ایجاد اداره هلمند و دره ارغنداب افغانستان از نظر زراعتی تقریباً خودکفاء میشود و به یک کشور محبوب توریستی مبدل میگردد.
سپس، کودتای سال 1352 خورشیدی رخ میدهد و محمد داود خان به عنوان اولین رئیس جمهور کشور بر اریکۀ قدرت تکیه میزند. هر چند توجه بیشتر وی در بخش نظامی بوده با آنهم در آن زمان، برخی پروژه های عام المنفعه راه اندازی گردیده، پلان های انکشافی طرح و تلویزیون افغانستان تأسیس میشود. سروی خط آهن در بعضی نقاط کشور و استخراج مس عینک روی دست گرفته میشود.
بعداً، در سال 1357 خورشیدی کودتای 7 ثور رخ میدهد و قدرت بدست حزب دموکراتیک خلق افغانستان می افتد. حاکمان این دوره که شامل نورمحمد تره کی، حفیظ الله امین، ببرک کارمل و داکتر نجیب الله میشود عمدتاً تلاش برای تحقق نظام سوسیالیستی مینمایند، اما اصلاحات روی دست گرفته شده به مقاومت یک تعداد مردم مواجه گردیده و سبب ظهور گروه مجاهدین میگردد. کشمکش های سیاسی مانع تطبیق پروگرام های زیربنایی اقتصادی میگردد، با آنهم در آن زمان بخصوص در جریان حضور نظامی روس ها، سکتور خانه سازی رشد میکند، امتیاز کارگران افزایش میابد، توزیع کوپون برای مامورین دولت ترویج میابد، کوپراتیف های زراعتی رشد میکند، اصلاحات ارضی روی دست گرفته میشود، برای اولین بار سرشماری نفوس صورت میگیرد و بخاطر گسترش روابط با کشورهای مشترک المنافع پل دوستی میان افغانستان و ازبیکستان اعمار و گشایش میابد.
بدین ترتیب، بتاریخ 8 ثور 1371 گروه مجاهدین قدرت را بدست میگیرند، ابتداء صبغت الله مجددی و سپس برهان الدین ربانی بعنوان زمامدار امور بر تخت می نشینند، اما اختلاف میان گروهی بین جناح های مختلف مجاهدین موجب جنگ های داخلی گردیده و تمام زیربناهای اقتصادی که در جریان حدود 60 سال به میان آمده بود، بار دیگر تا حد زیادی از بین میرود و زمینه برای ظهور گروه طالبان مساعد میگردد. حاکمیت تنظیم ها بالای منابع عایداتی و تورم حاد از اثر چاپ بانکنوت های بدون پشتوانه را میتوان از ممیزات بارز آن دوره از نظر اقتصادی محسوب کرد.
در جریان حاکمیت گروه طالبان به رهبری ملا محمد عمر، کشور شاهد هیچ نوع پیشرفت نبوده و اقتصاد در حالت افول و رکود کامل قرار میگیرد. تعاملات اقتصادی با جهان قطع گردیده و درین مدت فقر و بیکاری به میزان بالایی افزایش میابد.
آغاز از سال 1380، افغانستان وارد یک مرحله جدید میگردد، حضور نظامی ایالات متحده امریکا و متحدان اش باعث ورود میلیاردها دالر کمک های خارجی در کشور میگردد. بین سال های 2001 الی 2021 مدت بیست سال بکمک مالی جامعه جهانی پیشرفت های زیادی از نظر اقتصادی صورت میگیرد، مانند: رشد سکتور خصوصی و افزایش بی پیشینه سرمایه گذاری داخلی و خارجی در چارچوب اقتصاد بازار. اصلاحات پولی، رشد سکتور ساختمان، رشد سکتور خدمات از قبیل مخابرات، بانکداری، نهادهای تحصیلی و آموزشی خصوصی، رسانه های خصوصی، خطوط هوایی، شرکت های ترانسپورتی و تدارکاتی، همچنان تأسیس شهرک های صنعتی در شهرهای بزرگ و ... موجب رشد سریع اقتصادی و زمنیه ساز اشتغال میگردد. اما، اختصاص بخش اعظم پول های کمک شده در پروژه های روبنایی جهت افزایش عاید و تقاضا در کوتاه، موجودیت فساد اداری و مالی در دستگاه دولت، کمبود ظرفیت نیروی انسانی و عدم موجودیت برنامه مشخص انکشافی و دورنمای روشن از آینده، باعث میگردد تا از کمک های مذکور استفاده مؤثر صورت نگیرد. در جریان حاکمیت حامد کرزی فساد مالی و اداری ترویج یافته و در جریان حاکمیت محمد اشرف غنی نیز ادامه میابد، اما یک سلسله پروژه های زیربنایی از قبیل اعمار بندهای آبگردان، امتداد خطوط آهن، بازسازی اماکن تاریخی و افتتاح دهلیزهای هوایی به ابتکار محمد اشرف غنی روی دست گرفته میشود. بلاخره بعد از بیست سال حضور نظامی و حمایت مالی، جامعه جهانی در رأس ایالات متحده امریکا، افغانستان را بدون دونمای روشن و برنامه مشخص ترک مینمایند. همزمان با ترک خارجیان، گروه طالبان با تصرف پی هم شهرها، وارد کابل میشوند، محمد اشرف غنی رئیس جهور کشور فرار مینمائید، حکومت وی سقوط نموده و اردوی ملی فرو می پاشد.
در نتیجه، گروه طالبان برای بار دوم، اینبار به رهبری ملا هبت الله به قدرت رسیدند. ازینکه انتقال قدرت سیاسی به گونه مسالمت آمیز صورت نگرفت، این امر موجب اضطراب، ترس و وحشت میان مردم گردیده و پیامدهای ناگواری را برجا گذاشت. از جمله: تعداد زیادی افراد نخبه، ورزشکاران، ژورنالیستان، فعالین جامعه مدنی، سرمایه گذاران، دانشمندان کشور را ترک کردند، نظام مالی کشور به شدت صدمه دید، رجوع گستردۀ مشتریان به بانک های خصوصی موجب کمبود نقدینگی در بانک ها گردید، ارزش پولی افغانی در برابر اسعار خارجی بخصوص دالر سقوط کرد، ذخایر ارزی بانک مرکزی توسط ایالات متحده امریکا مسدود شد، نظام اداری و دولت داری از هم پاشید، عدم پرداخت معاشات مامورین و کارمندان دولت باعث گسترش فقر در جامعه گردید، کمبود واردات موجب افزایش سطح قیم مواد ارتزاقی در بازار شد. خلاصه اینکه یک بار دیگر دست آوردهای نسبی بیست سال اخیر که بوسیله کمک های خارجی بوجود آمده بود، مختل و متوقف گردید. اکنون گروه طالبان دوچار بحران مشروعیت سیاسی بوده و مردم افغانستان مواجه به بحران شدید اقتصادی میباشد. اینکه آیا این گروه میتوانند با غلبه بالای چالش های ذکر شده، فعالیت های اقتصادی و عمرانی را مجدداً آغاز نمایند، باید منتظر زمان بود.
بااحترام
پوهنمل محمد احسان صادق
محمد احسان صادق متولد ولایت جوزجان افغانستان در سال 1985 میلادی هستم. مقطع لیسانس تحصیلات خویشرا در دنشگاه بلخ و مقطع ماستری خویشرا در دانشگاه رور بوخوم کشور آلمان تکمیل نمودم.