پیوند انسانیت بزرگترین پیوند است، چونکه انسان ها از هر نژاد، زبان، مذهب و ملت منوط به این پیوند بوده و همه به آن تعلق دارند. یگانه وجه مشترک میان تمام انسانهای کرۀ خاکی همین انسانیت است.

انسانیت به مفهوم اینکه همه انسانیم و همنوعیم و بر اساس باور ادیان سماوی، همۀ ما انسانها اولادهای حضرت آدم و بی بی حوا هستیم و ایشان نخستین انسان ها در روی کره زمین بوده اند و از نظر علمی نیز انسانها موجوداتی اند که بگونه تدریجی تکامل نموده و امروز در سراسر زمین فقط یک نوع انسان وجود دارد و آنهم عبارت از هوموساپینس میباشد.

با گذشت زمان، افزایش نفوس و نیازها و حس کنجاوی انسان، آنها را به مهاجرت واداشت، مناطق جدید را کشف کردند و از هم جدا،جدا زندگی کردن را آموختند به همین دلیل تفاوت های منطقوی، زبانی، فرهنگی و ... میان انسانها بوجود آمد.  

انسان موجود عجیبی است، نیل به یک تعریف واحد در مورد انسان مشکل است. انسان موجود ناطق، موجود عاقل، موجود کاشف، موجود متجسس، موجود خوب، موجود بد و... با آنهم انسانها در مسیر زندگی و سیر تکامل خود، همواره نیازمند رهنمای بودند، به همین دلیل براساس ادیان مختلف خداوند  بخاطر رهنمائی بشر و نشان دادن راه های بهتر زندگی، نظر به ضرورت هر قوم و منطقه در ادوار مختلف تاریخ پیامبران فرستاده است که تفاوت های دینی و عقیدوی بیشتر ازینجا ناشی میشود. از جملۀ ادیان سماوی (یهودیت، عیسویت، اسلام) یکی هم دین اسلام است که توسط حضرت محمد به عنوان آخرین دین سماوی معرفی گردیده است. 

شرایط زندگی انسانهای امروز تقسیم بندی زیادی از آنها نموده است و طوریکه دیده میشود انسانها بر اساس نژاد، قاره، زبان، دین، مذهب، منطقه، پیمان، عقیده، کشور، قوم، شهر، خانوده و غیره مشترکات میان هم تقسیم و جدا،جدا شده اند. و شاید بزرگترین اجتماع انسانهای امروزی سازمان ملل متحد و کوچکترین آن خانوده باشد. به همین ترتیب بزرگترین پیوند میان انسان ها (انسانیت) و نزدیکترین پیوند (با خویشتن) میباشد. انسان نزدیکترین رابطه و پیوند را با خودش دارد، انسان با همه فداکاری هایش از همه بیشتر و پیشتر خود را دوست دارد، خواسته ویا نخواسته منافع فردی خود را ترجیح و تقدم میبخشد. این طبیعی است و بهر حال تقدم منافع فردی بد نیست مشروط بر اینکه منافع دیگران را متضرر نسازد.

در دنیای امروز خود را برای دیگران معرفی کردن مشکلتر از گذشته های دور است. طور مثال در جواب به سوالی (تو کی هستی؟) اگر بگوییم (من یک انسان هستم.) مفهومی نمیدهد و خیلی عمومی است. برای اینکه سوال کننده بهتر بفهمد و بشناسد که ما کی هستیم باید برای او از مملکت، زبان، دین، تاریخ و فرهنگ خود نیز چیزهای بگوییم. همۀ اینها نماینگر تقسیمان و تفاوت ها میان پیوند بزرگ انسان ها میباشند.

ما در ایجاد تفاوت نقشی نداریم، مثلاً قبل از تولد برای ما گزینه ها برای انتخاب دین، زبان، مملکت داده نمیشود. پس تفاوت طبیعی است و الزامی، همانطوریکه که تفاوت عیب نیست درست همانطور تفاوت مایه برتری نیز نیست. از نظر دینی نیز علت تفاوت شناخت است، نه برتریت. یک انسان خوب ویا بد نمایندگی از همۀ انسانها کرده نمیتواند و طبعاً انسانهای خوب و خراب میان هر نژاد، هر دین، هر زبان و هر ملت وجود دارد.

بناءً شناخت خود (خود شناسی) و داشتن معلومات راجع به فرهنگ و تاریخ خود، مایۀ تفوق طلبی نیست، بلکه هر قوم و ملت حق دارد تا در مورد هویت و گذشته تاریخی خود بداند و بنویسد.

بااحترام 

محمد احسان صادق